الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
113
ضياء القلوب ( فارسى )
است . پس آيه و اخبارى كه استدلال بر حجيّت اجماع به آنها شده است در حجيّت مثل اين اتفاق جارى نيست ، چه ظاهر است كه آنچه اظهار كردهاند سبيل مؤمنان باشد و از خطا بودن آنچه اظهار كردهاند اجتماع امت بر خطا لازم نمىآيد . و مؤيد اين است ترسيدن از مفتى يا از فتنه كه در ضمن احتياج « 1 » سابق نقل شد . [ مقدمهء دوم در بعض آنچه در سقيفه بنى ساعده واقع شده « 2 » ] بر اين طريقه كه سيد مرتضى رحمه اللّه در « شافى » « 3 » نقل كرده است و احتمال اضلال و مساهله در نقل نيست از جهت ديانت او كه معروف و معلوم است ، و يا ابن معاصر قاضى عبد الجبار صاحب « مغنى » بوده است و كلام او را رد كرده ، پس اگر اندك مساهله در نقل مىكرد صاحب « مغنى » بلكه ساير معاصران از مخالفان آن را غنيمت شمرده او را رسوا مىكردند بلكه در نزد شيعيان هم به عدم اعتبار نقل و ضعف مشهور مىشد چه نزد اين طايفهء محقه
--> ( 1 ) . كذا ، ظاهرا : احتجاج . ( 2 ) . سفينة النجاة : 63 . ( 3 ) . شافى : 396 ، به نقل از هامش بحار الانوار 28 / 330 ، نيز بنگريد به : تاريخ طبرى 3 / 218 و 2 / 455 ( چاپ اعلمى ، بيروت ) .