الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

102

ضياء القلوب ( فارسى )

دانستن هر مكلّف امام زمان خود را موقوف است بر تحقق امام در هر زمان و او قائل به اين نيست ، و چون احتمال دارد كه اللّه تعالى امر به دانستن امام زمان كند به هر مكلّفى با عدم تحقق امام مگر در قليلى از زمان و خلق عامهء ازمنه از امام . و كسى اگر گويد كه معرفت امام زمان چون واجب مطلق است و امام زمان متحقق نمىشود مگر به نصب متحقق پس نصب واجب است بنابر آنكه مقدمهء واجب مطلق واجب است . جواب گوئيم كه : نصب مردم مقدّمه واجب مطلق نمىتواند بود زيرا كه در عامهء ازمنه مردم قادر بر نصب امام نيستند به واسطهء اينكه اين نصب منجر به اختلاف و فساد مىشود چنان كه خودشان مىگويند كه : ترك نصب امام در زمان سلاطين جور به اعتبار عدم قدرت بر نصب است « 1 » . [ خلافت سىساله ؟ ! ] و ايضا چه نحو جمع مىتواند شد اين روايت معتبره به آنچه ايشان به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نسبت داده‌اند كه آن حضرت فرموده كه : « الخلافة بعدى ثلاثون سنة ثمّ تصير ملكا عضوضا » « 2 » « 3 » .

--> ( 1 ) . سفينة النجاة : 55 - 65 . ( 2 ) . مسند أحمد بن حنبل 5 / 220 - 221 ، نيل الأوطار 7 / 342 به نقل از ابن حبان در صحيحش ، در ردّ قول عامه بنگريد به : الصراط المستقيم 2 / 101 . ( 3 ) . عضوض يعنى پر از ظلم و ستم ، صيغهء مبالغه از « عضض » ، ابن اثير در نهاية 3 / 253 مىگويد : ثم يكون ملك عضوض أى يصيب الرعية فيه عسف و ظلم كأنهم يعضون فيه عضا ، و العضوض من أبنية المبالغة .