العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

88

شرح كشف المراد ( فارسى )

جواب ما : از اين سخن نيز جوابها داده شده كه دو جواب آن مطرح است : الف : اگر مرادتان از خير و شرّير آنست كه يك ذات و حقيقت محال است هم خير محض و يا غالب و هم شر محض يا شر غالب باشد آرى حق با شما است و يزدان خير محض است نه شر ولى اگر مرادتان اينست كه از مبدء واحد و فاعل واحد محال است كه هم خير صادر شود و هم شر ما مىگوئيم : اسناد خيرات و شرور به مبدء واحد بلا مانع است بدليل اينكه ما در انسانها مشاهده مىكنيم كه يك انسان هم مىتواند فاعل خيرات باشد و هم فاعل شرور پس چنين چيزى ممكن است و به زودى ثابت مىكنيم كه هر چيزى در عالم ممكن باشد بلا واسطه يا مع الواسطه مقدور خدا هم هست . ب : اصولا خير بودن و شر بودن در عالم دو صفت ذاتى و حقيقى براى اشياء نيستند كه پاره‌اى از موجودات خير محض باشد من جميع الجهات ، و برخى ديگر از موجودات شر محض باشند بلكه شر بودن نسبى است يعنى نسبت به موجود ديگر مىگوئيم وجود فلان امر شر است نه اينكه ذاتا و بالنظر به خودش هم شر باشد فى المثل مار و عقرب در عالم موجود است و وجودشان هم فى حد ذاته كمال و خير است ولى نسبت به انسان كه مىسنجيم مىگوئيم : وجود اينها شر است چون گزنده و مسموم‌كننده و كشنده هستند خوب ممكن است وجود انسان هم با همه كمالاتى كه دارد براى مار و عقرب شر باشد پس همهء موجودات فى حد ذاتها خيرند و كمال و نسبت آنها به يزدان پاك بلا مانع است پس بازهم قدرت الهى محدود نشد .