العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

85

شرح كشف المراد ( فارسى )

موجودات و ارض و سماوات را نيافريده آنست كه نظام عالم نظام احسن و اكمل النظام است و چون ذات حق روى حكمت آفرينش دارد لذا زائد بر آن نيافريده و اگر مىآفريد نقص بود زيرا كه الزيادة على الكمال نقصان فى المثل آفرينش انسان با هزار پا و هزار دست و ده هزار انگشت و 50 چشم مقدور است ولى اين كه جمال و زيبائى حق را نمىرساند ، اينكه فتبارك اللّه احسن الخالقين ندارد و گرنه بايد در آفرينش هزارپا اين سخن را مىگفت زيبائى انسان به همين خصوصياتى است كه دارد يا مثلا خوردن نصف نان سنگك با دو عدد كباب كمال است ولى خوردن صد نان با هزار كباب كه كمال نيست بلكه نقص بوده و بلكه نابودكننده است پس تنها نبايد به قدرت چشم بدوزيم بلكه بايد به حكمت الهى هم نظر بيفكنيم و قضاوت كنيم . قصه : منقول است كه در دوران طاغوت در شهر تهران شخصى بوده معروف به شعبان بىمخ ، وى برادرزاده‌اى داشت كه دانش‌آموز بود و مدرسه مىرفت معلم از ترس شعبان به اين محصل نمرهء 20 داده بود هنگامى كه شعبان خبر دار شد آمد به معلم گفت چرا كم نمره داده‌اى ؟ معلم گفت من به او نمرهء 20 داده‌ام ، بىمخ گفت : نادان نمرهء 20 كم است بايد 40 مىدادى ! ! آرى بىمخ نمىداند كه در نظام نمرات نمرهء 20 كاملترين نمره است و مازاد بر آن نقص است . و ثانيا بر اساس حركت جوهرى هر لحظه خداوند جهان آفرين است و يك عالم وجود نيست بلكه ميلياردها جهان است كه لحظه به لحظه بوجود مىآيند پس وجهى براى محدود كردن قدرت الهى به همين موجودات نيست . فلاسفهء مشاء مىگويند : خداوند ذات واحده است و علّت واحد فقط مىتواند معلول واحد داشته