العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

574

شرح كشف المراد ( فارسى )

اينكه اگر از جميع گناهان انجام شده توبه كند توبه‌اش صحيح است ولى سخن در توبه از يكى از معاصى است و در اين باب دو قول است : 1 - ابو هاشم جبائى و پيروانش مىگويند : توبه از يك قبيح بدون توبه از ساير قبائح صحيح نيست بلكه بايد از جميع زشتيهائى كه دارد بر گردد و نادم شود و عزم بر عدم تكرار در مستقبل پيدا كند . 2 - ابو على جبائى و اتباعش مىگويند : توبه از يك قبيح بدون ندامت از ساير قبائح صحيح است جناب مصنف خواجه طوسى قول اول را برگزيده و استدلال مىكنند به اينكه : ما سابقا در مبحث چهارم گفتيم كه توبه از قبيح وقتى صحيح است كه صرفا بخاطر قبح آن از آن صرفنظر كند و گرنه ( براى اغراض ديگر ) مقبول نيست روى آن اصل اگر شخصى از يك عمل قبيح نادم گردد ولى از ساير قبائح و معاصى خداوند توبه نكند خود اين كاشف از آنست كه توبه‌اش از همان يك فعل هم براى خاطر قبح او نبوده بلكه براى هدفهاى ديگرى از قبيل سلامتى و . . . مىباشد و الّا اگر بخاطر قبح آن بود از جميع قبائح توبه مىكرد . گروه دوم براى اثبات مدعاى خود چنين استدلال كرده‌اند : اگر توبه از يك معصيت بدون توبه از معاصى ديگر صحيح نباشد لازمه‌اش آنست كه انجام يك واجب هم بدون اتيان به واجبات ديگر صحيح نباشد و اللازم باطل فالملزوم مثله . بيان ملازمه : همانگونه كه بر ما واجب است كه قبائح را ترك كنيم آن هم به اين غرض كه چون قبيح است ترك مىكنيم همچنين بر ما واجب است كه واجبات را صرفا به جهت وجوبشان اتيان كنيم آنگاه اگر قبائح در اين امر مشترك باشند كه توبه از يكى بدون ديگرى صحيح نباشد پس بايد واجبات همچنين باشند كه اتيان به احدها بدون ديگرى صحيح نباشد .