العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

568

شرح كشف المراد ( فارسى )

( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) از آنها شفاعت كند هرآينه ناصر و كمك‌كننده به آنها خواهد بود و هذا خلاف نص القرآن . ج : قرآن مىگويد : وَ لا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ يا مىگويد : يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً و يا مىگويد فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ كه اين آيات اطلاق دارد و اصولا دلالت دارد كه در قيامت شفاعتى نيست و جواب ما اينست كه يك دسته آيات و روايات صريح در وجود شفاعت در قيامت‌اند و يك دسته بظاهرشان شفاعت را نفى مىكنند و جمع بينهما به اينست كه دسته دوّم را بر كفّار حمل كنيم و بگوئيم كافران مشمول شفاعت نيستند . د : قرآن مىگويد : لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى . كيفيت استدلال : اين آيه نفى مىكند شفاعت فرشتگان را از كسانى كه خداوند از آنها راضى نيست و مرتضاى اللّه نيستند آنگاه فاسق هم مرتضاى خداوند نيست پس مشمول شفاعت نيست . جواب ما : ما قبول نداريم كه فاسق بقول مطلق مرتضاى حق نباشد بلكه از جهت ايمان مرتضى است و لو در عمل نباشد . 2 - گروه ديگرى به نام تفضليه كه بنا را بر آسان گرفتن گذاشته‌اند مىگويند : شفاعت پيامبر و ائمه ( عليهم السلام ) مال فساق اين امت است كه با ايمان از دنيا رفته ولى گناهان هم در پروندهء او هست كه با شفاعت معصومين ( عليهم السلام ) آن گناهان شسته مىشود . 3 - حق اينست كه شفاعت به هر دو معنا اطلاق مىشود هم بر طلب زيادى منافع و هم بر اسقاط مضار عرب مىگويد : شفع فلان فى فلان هنگامى كه طلب له زيادة منافع او اسقاط مضار و شاهد مطلب فهم عرف است كه عند العقلاء در هر دو بخش اين معنا به كار مىرود امّا قسمت طلب زيادى منفعت كه جاى بحث نيست و امّا قسمت اسقاط مضار مدركش حديث نبوى مشهور