العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

555

شرح كشف المراد ( فارسى )

بودن در كار نيست بلكه هر كدام از گناه يا ثواب كه متأخر باشد آن ديگرى را كه متقدم است خورده و نابود ساخته و خود حاكم مىگردد پس اگر ثواب ، متقدم و گناه متأخر باشد سبب احباط است يعنى گناه بعدى ثواب قبلى را حبط مىكند و اگر گناه متقدم و ثواب متأخر باشد سبب تكفير است آنگاه آنكه متأخر است چه ثواب و چه عقاب چيزى از او كاسته نشده بلكه به جاى خود باقى مىماند همانند دو ضدى كه يكى ديگرى را نابود ساخته و خود حاكم مىگردد . به عقيده محققين و من جمله خواجهء طوسى و علّامه سخن جبائيان فاسد است و براى ابطال آن سه دليل آورند : دليل اوّل : اين يك دليل عقلى است و ردّ بر هر دو قول است يعنى هم ردّ ابو على و هم ابو هاشم و آن اينكه : احباط مستلزم ظلم است و قبيح است پس احباط قبيح است و كار قبيح از مولاى حكيم صادر نمىشود پس احباط از خداوند صادر نمىشود . بيان مطلب : تنها مطلب قابل بحث در اين استدلال همان مقدمه اوّل است كه الاحباط ظلم و امّا مقدمات بعدى سابقا بيان شده و بيان ظلم بودن اينست كه : لازمهء قول به احباط اينست كه شخص كه هم اطاعت نموده و هم معصيت ولى معاصى او بيشتر است او به منزلهء كسى باشد كه هرگز اطاعت ننموده و بالوجدان اين باطل است و نيز اگر طاعت او بيشتر باشد لازم مىآيد كه او به منزلهء كسى باشد كه هرگز معصيت نموده و اين لازم بالوجدان باطل است و نيز اگر طاعت و معصيت او مساوى بودند لازم مىآيد كه وى به منزلهء كسى باشد و مساوى با كسى باشد كه از اوّل تا آخر عمر هرگز نه اطاعتى نموده و نه معصيتى و اين لازم هم عند العقلاء يعنى وجدانا باطل و باور نكردنى