العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

536

شرح كشف المراد ( فارسى )

مىكند به مطالعه مشغول مىكند و . . . تا فكر دزدى و قمار و شراب و زنا و . . . از مغزش بيرون رود او نيز مستحق ثواب است چون در راه رضاى حق به زحمت افتاده . 4 - اخلال به قبيح : يعنى كسى كه ميل به قبيح دارد و مع ذلك خود را كنترل مىكند و جلو ميل به قبائح را مىگيرد و باصطلاح كف النفس عن المعاصى دارد و لو خود را به هيچ كارى مشغول نسازد بلكه به مجرد اخلال به قبيح بكند اينهم مستحق ثواب است . البته در اين قسم چهارم اختلاف است : ابو على معتزلى و جماعتى بر آنند كه اخلال به قبيح يعنى مثلا زنا نكردن و آدمكشى نكردن و . . . ثواب ندارد بلكه فعل اين امور معصيت بوده و عقاب دارد و دليلشان اينست كه : انسان از دو حال خارج نيست : يا مرتكب قبيح مىشود يا خير ، ارتكاب آن متعلق نهى است و ترك آن قهرى بوده و متعلق امر يا نهى الهى نيست در مقابل ديگران مىگويند : بر اخلال به قبيح هم ثواب در كار است و جواب استدلال فوق آنست كه شخصى كه داعى بر قبيح دارد و مع ذلك نمىكند اين نكردن قبيح اختيارى بوده و ثواب دارد همانگونه كه نكردن واجب عقاب دارد . نكته‌اى كه در پايان اين بحث مطرح است اينكه به اعتقاد عدليه اوامر الهى دائر مدار مصالح واقعيه است و لذا ارتكاب آنها موجب ثواب و اخلال به آنها موجب مىشود كه آدمى به مصلحت نرسد و علاوه بر آن عقلا و نقلا گرفتار مذمت و عقاب شود ولى نواهى الهيه دائر مدار مفاسد واقعيه‌ايست كه در متعلقات آنها هست و لذا اگر شخصى مرتكب حرام شد به مفسده گرفتار شده و تجسم اعمال او را به كيفر مىرساند ولى اگر كسى مرتكب محرمات نشد از لحاظ عقلى نتوان گفت داراى ثواب است ولى اگر قرآن و سنت وعدهء ثواب داده باشند ما مىپذيريم .