العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
530
شرح كشف المراد ( فارسى )
آنست كه عالم كروى شكل نباشد و اللازم باطل زيرا كه عالم كره است فالملزوم مثله . 3 - مسلمانان معتقدند كه گروهى در جهنم على الدوام مىسوزند و مع ذلك زنده هستند و اين از محالات است . 4 - قانون اينست كه هر انسانى از پدر و مادرى متولد شود و شما مسلمانها مىگوئيد : اين بدنها در قيامت متولد مىشود و برانگيخته مىشود بدون اينكه پدر و مادرى داشته باشند و هو محال . 5 - شما مسلمانها مىگوئيد : نعمتهاى بهشتى دائمى است و انسان تا بىنهايت در آنجا زنده است درحالىكه قواى جسمانى بشر متناهى است و تا وقت معينى فرضا تا هزار سال مىتواند زندگى كند و نه بيشتر . جواب ما : علامه مىفرمايد : جواب همهء اينها يك كلمه است و آن اينكه : تمام اين شبهات يك سلسله استبعاداتى بيش نيستند يعنى به عقل فلسفى شما بعيد مىنمايد و گرنه از محالات عقليه نيستند كه نشدنى باشد . امّا شبهه اول : همانگونه كه قبلا ذكر شد كل عالم و از جمله افلاك امور حادثى هستند و امور حادثه همانگونه كه قابل اعدام هستند كه قبلا ذكر شد همچنين قابل خرق و التيام هم هستند [ البته تمام اينها بر اساس هيئت قديم و هيئت بطلميوسى است ] . امّا شبهه دوّم : وجود جنت در ما فوق افلاك هم امرى ممكن است و با قدرت الهى منافاتى ندارد علاوه بر اينكه نمىتوان بالقطع و الجزم جاى بهشت را معين نمود . و امّا شبهه سوم : اينكه انسانى على الدوام بسوزد و مع ذلك جسم او باقى بماند اولا از محالات ذاتيه نيست بلكه ممكن است و ثانيا خداوند بر هر مقدورى قادر است و لذا اى چه بسا جسم را تبديل كند به اجزاء ناريه و دوباره