العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
52
شرح كشف المراد ( فارسى )
ديگرى هم هست كه از آنها به عقول قاهره و يا مثل نوريه و يا فرشتگان تعبير مىكنند و مىگويند : برخى از موجودات ذاتا و فعلا يعنى هم در مقام ذات و هم در مقام فعل مجرّدند مانند عقول كليه و فرشتگان و برخى ديگر در مقام ذات مجرّدند ولى در مقام فعل نياز به ابزار مادى دارند مانند نفوس ناطقهء بشرى كه به عقيدهء افلاطون قديم و مجرّدند و بعقيدهء ارسطوئيان حادث و مجردند و مىگويند : روحانية الحدوث و البقاء و به عقيدهء ملا صدرا نفوس ناطقه در به دو پيدايش مادى و جسمانىاند ولى بعدها در اثر حركت جوهرى تبديل به مجرد شده و روحانية البقاء هستند و فلاسفهء الهى با براهين متعدد ثابت مىكنند كه روح انسان مجرد است و فرشتگان نيز مجردند در مقابل ماديون كه اساسا منكر موجود مجردند و در مقابل متكلمين كه تنها ذات حق را مجرّد مىدانند . و ريشه اين پندار متكلمين ظواهر آيات و روايات است از قبيل داستان فطرس ملك و يا از قبيل آيات ذيل : أُولِي أَجْنِحَةٍ يعنى فرشتگان صاحبان بالهايند و . . . كه از ديدگاه فلاسفهء الهى كليه اين ظواهر قابل توجيه است . و امّا اصل چهارم : راجع به اين اصل در خاتمهء اين مبانى ضمن اشكالها و جواب و نقل كلام حاجى سبزوارى مقدارى بحث خواهيم كرد و فعلا متعرض آن نيستيم . و امّا اصل پنجم : يكى از مباحث دقيق و لطيف فلسفه بحث حركت است كه جناب ارسطو از همين راه وجود محرك اوّل را ثابت مىكند براى حركت در فلسفه تفسيرى و در كلام تفسير ديگرى شده . امّا فلاسفه مىگويند : حركت عبارتست از خروج تدريجى و گام به گام يك شيء از حالت قوه و استعداد بسوى فعليت كه كمال ثانوى شيء متحرك