العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
516
شرح كشف المراد ( فارسى )
خويش برسد زيرا كه در اين دنيا نه خوبان و پاكان به پاداش عمل خويش رسيدند و نه ستمگران به كيفر اعمال خويش و لذا به حكم حكمت و عدل الهى بايد اعاده شده و به پاداش و كيفر برسند حال نسبت به غير مكلفين مطلب مهم نيست چون آنها اساسا واجب الاعاده نيستند و لذا جايز است كه بكلّى معدوم شوند و اعاده نشوند ولى نسبت به مكلّفين چون اعاده واجب است لذا اعدام در اينجا به معناى معدوم شدن و نيست محض شدن نيست بلكه به معناى تفرق اجزاء است يعنى اين مجموعه از هم پاشيده شده و ذرات آن در اين فضاى بىكران پراكنده مىگردد ولى معدوم نمىشود آنگاه قابل آن است كه دوباره جمع شده و روح به آن بازگردد و محشور شود ممكن است بفرمائيد : قرآن فرمود : كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ يا كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ يعنى هلاك و نابود مىشود مىگوئيم : آرى اين معنا بر تفرق اجراء هم صدق مىكند زيرا كه مكلفين پس از مردن و تفرق اجزاء يصدق عليه انه هالك يعنى انه غير منتفع به و يا منظور هلاكت بالنظر به ذات باشد يعنى ممكن الوجود پس از وجود هم بالنظر الى ذاته هالك است و فانى است و هستى او از خود نيست [ البته اينها توجيه است ولى با وجود برهان عقلى از اين توجيهات ناگزيريم ] آنگاه وقتى هلاكت به معناى تفرق اجزاء شد مىگوئيم : اعادهء دوباره كارى آسان است به اينكه خداوند آن اجزاء پراكنده را دوباره جمع نموده و با هم تأليف ساخته و احيا كند و ما شواهدى در قرآن بر اين معنا داريم : 1 - قصه حضرت ابراهيم و چهار پرنده ، قرآن مىفرمايد : وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ « بقره / 260 » .