العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

507

شرح كشف المراد ( فارسى )

همين عناصر يافت شود هرآينه از دو حال خارج نيست : 1 - يا اينست كه ميل طبيعى عناصر آن عالم به سمت مركز عالم ما يعنى زمين است و به عبارت كتاب يا اينست كه آن عناصر هم بطور طبيعى طالب مكانهاى همين عناصر عالم ما هستند . 2 - و يا ميل طبيعى آنها به سمت زمين ما نيست و بعبارت ديگر طالب امكنه عناصر عالم ما نيستند . اگر طالب امكنه عناصر عالم ما باشند لازم مىآيد وجودشان در عالم ديگرى قسرى و تحميلى و بر خلاف ميل طبيعى آنها باشد و اگر قسرى شد نبايد دوام داشته باشد چون حركت قسرى دائمى نيست درحالىكه دوام دارد پس اين احتمال باطل است . و اگر ميل طبيعى آنها بسوى اين مركز نباشد لازم مىآيد امور متفقه الحقيقه يعنى دو فرد از آب يا خاك مثلا در احكام متفاوت باشند يعنى يكى ميل طبيعىاش به سمت مركز عالم ما باشد و ديگرى نباشد درحالىكه شما گفتيد : حكم الامثال فيما يجوز و فيما لا يجوز سواء پس وجود عالم ديگر ممكن نيست . جواب ما : اولا ما چه دليل داريم كه حتما بايد عناصر اوليه عوالم ديگر با عناصر اوليه عالم ما متفقه الماهية باشند ؟ خير شايد آب و خاك عالم ديگر با آب و خاك عالم ما از دو طبيعت باشند چنانچه در قرآن مىگويد : نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ آتش جهان ما از پوست شروع مىكند تا به قلب مىرسد ولى آتش جهان ديگر از دل مىسوزاند . و ثانيا : بر فرض كه عناصر هر دو عالم از يك حقيقت باشند مىگوئيم : شما چه دليل داريد بر اينكه حتما بايد ميل طبيعى عناصر همهء عوالم بسوى مركز عالم ما يعنى زمين باشد ؟ خير هر عالمى متناسب با خود ارضى دارد كه