العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

505

شرح كشف المراد ( فارسى )

برهان اوّل : اين برهان بر يك قاعدهء عقليه مبتنى است و آن اينكه خلاء در عالم محال است و اين مطلب در مباحث امور عامه با برهان به اثبات رسيده با حفظ اين مبدء اصل استدلال اينست : اگر جهان ديگرى يافت شود هرآينه كروى شكل خواهد بود زيرا كه شكل طبيعى همهء اجسام كره است [ و كره به جسمى مىگويند كه او را سطح واحدى احاطه و نسبت مركز آن به سطح از اطراف و جوانب يكسان باشد و يا خطوطى كه از مركز به سطح آن وصل شوند همه موازى و از لحاظ اندازه يكسان باشند و هر يك از افلاك سماوى كروى الشكل‌اند و از اين جهت آنها را كرات سماوى گويند . « فرهنگ علوم عقلى ص 487 » ] و اگر عالم ديگر هم كروى بود از دو حال خارج نخواهد بود : 1 - يا هر دو عالم و هر دو كره متلاقيانند يعنى در نقطهء معينى با هم مماسند شبيه دو توپ كه كنار هم و متصل به هم قرار گرفته باشند ( ) . 2 - و يا هر دو كره از هم متباينند همانند دو توپى كه از هم فاصله دارند حال هر كدام از اين دو فرض كه باشد مستلزم خلاء است و خلاء محال است پس وجود چنين عالمى محال است . جواب ما : اوّلا ما قبول نداريم كه حتما آن عالم ثانى هم كروى الشكل باشد بلكه من الممكن كه آن عالم كروى نباشد و در نتيجه مشكل لزوم خلاء در كار نيست و ثانيا بر فرض بپذيريم كه عالم دومى هم كروى است بازهم قبول نمىكنيم كه مستلزم خلاء باشد زيرا دو صورتى كه شما تصوير كرديد هر دو مال موردى است كه دو عالم بيرون از هم و از يكديگر جدا باشند ولى ما مىگوئيم شايد عالم ثانى داخل در ثخن يعنى پوسته و شكم يكى از همين افلاك سماوى باشد شبيه دايرهء كوچكى كه در داخل دايرهء بزرگتر ترسيم كنيم « » و شايد عالم ما با آن عالم ديگر هر دو در ثخن جسم ديگرى باشند كه