العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

481

شرح كشف المراد ( فارسى )

كه حجاج وى را ذبح نمود اينها گوشه‌اى از خبرهاى غيبى على ( عليه السلام ) بود در رابطه با حوادثى كه بر سر اشخاص مىآيد . 4 - مردى به حضرت خبر داد كه خالد بن عرفطه در سرزمين وادى القرى ديده از جهان بست حضرت ( عليه السلام ) فرمود : هنوز نمرده است و نخواهد مرد تا زمانى كه فرماندهى سپاه گمراهى [ سپاهى كه به جنگ حسين بن على ( عليه السلام ) آمدند ] را به عهده بگيرد و پرچمدار سپاه وى حبيب بن حماز باشد مردى از پاى منبر بلند شد عرض كرد يا على به خدا سوگند من تو را دوست دارم [ و هرگز پرچم آن سپاه را بدست نخواهم گرفت ] حضرت فرمود : بر حذر باش از اينكه تو آن پرچم را بدوش كشى امّا متأسفانه اين كار را خواهى كرد تو پرچم را بدست گرفته و از همين در مسجد كه به باب الفيل معروف است وارد مىشوى ، اين قصه گذشت و سالها طول كشيد تا اينكه عمر سعد مأمور شد كه لشكرى تجهيز نموده و به جنگ حسين بن على برود وى لشكرى مجهز شد كه در مقدّمهء لشكر خالد بن عرفطه بود و پرچمدار سپاه حبيب بن حماز بود وى با همان پرچم از باب الفيل كه مولى خبر داده بود وارد مسجد شد . 5 - روزى مولاى بر بالاى منبر خطبه مىخواند در اثناء فرمود : سلونى قبل ان تفقدونى يعنى پيش از آنكه از ميان شما بروم هر چه مىخواهيد بپرسيد ، به خدا سوگند از من سؤال نمىكنيد از گروه هدايت يا ضلالتى مگر اينكه به شما خبر دهم از رئيس آن گروه و عمال و كارگزاران او تا روز قيامت مردى از پاى منبر برخاسته عرضه داشت : يا على به من بگو بر سر و ريش من چند عدد مو وجود دارد ؟ حضرت فرمود : دوست من محمد ( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) مرا از اين سخن خبر داد بدان كه بر هر طاقه و عدد از موى سر تو فرشته‌اى است كه تو را لعنت مىكند و بر هر موى ريش تو شيطانى است