العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

463

شرح كشف المراد ( فارسى )

اسلام را مسخره كند ولى در بين راه با على ( عليه السلام ) ملاقات نمود و عرضه داشت : خدا در كجا است ؟ على ( عليه السلام ) فرمود : خدا خود كجائى و مكان را آفريده پس خود او محكوم به مكان نيست ، او خود زمان را آفريده پس محكوم زمان نيست بلكه برتر از مكان و زمان و همهء سنن مادّه و ماديات است و . . . اينجا بود كه يهودى مسلمان شد و نيز از ابو بكر راجع به ارث كلالة « برادر و خواهر ميت » سؤال شد ولى جوابى نداشت تا اينكه مولى على حكم شرعى را بيان نمود آرى اوّلى هم در معارف و هم در احكام هنوز طفل دبستانى بشمار مىآيد . از خليفه دوم هم احكام اشتباهى بسيارى صادر گرديده كه هر بار مولى على او را از اشتباهش برگردانده بعنوان مثال : وقتى قدامة بن مظعون شراب خورد خليفه خواست حدّ شرب خمر را بر وى جارى كند وى اين آيه را تلاوت كرد : لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا عمر از اجراء حدّ صرفنظر كرد ولى على ( عليه السلام ) فرمود : مؤمن و داراى عمل صالح كه حرام الهى را حلال نمىكند و فرمان داد به اينكه قدامه توبه كند چون مرتد شده پس اگر توبه كرد فقط تازيانه دارد و گرنه بايد كشته شود قدامه توبه نمود و قرار شد تازيانه بخورد بازهم عمر ندانست كه چند ضربه بر او بنوازد على ( عليه السلام ) به او آموخت كه هشتاد ضربه بزند [ آيه مذكور مال مسلمانانى بود كه مرده بودند يا قبل از آيه شرب خمر شراب خورده بودند و عمر خبر نداشت به نقل از حديقة الشيعة ص 286 ] . نمونه ديگر : زنى ديوانه زنا داده بود عمر فرمان داد كه او را رجم كنند ولى على ( عليه السلام ) مانع شده و فرمود : مگر نمىدانى كه قلم تكليف از مجنون برداشته شده و تا افاقه پيدا نكند حكمى ندارد ؟ خليفه ثانى گفت : لو لا على لهلك عمر .