العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

452

شرح كشف المراد ( فارسى )

بيت المال اخّاذى نمود و هنگامى كه مسلمانها بر او اعتراض نمودند گفت : اينها را به عنوان قرض گرفته است ، ولى از طرف ديگر خمس را كه حق مسلّم اهل البيت ( عليهم السلام ) بود و قرآن گفته : وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى . . . مانع شده و اجازه نداد كه به اهل بيت ( عليهم السلام ) داده شود ، عجبا از انسانى كه در دين خدا هر گونه مىخواهد مىتازد . 5 - برخى ديگر از خلافكاريها و نادانيها و بدعتهاى خليفهء ثانى : وى در مورد ميراث جدّ صد جور و يا نود گونه فتوا داده و قضاوت نموده است و اين نشانه قلت معرفت وى به روشنترين احكام دين است . وى در تقسيم بيت المال و عطايا بعضى را بر بعض ديگر برترى مىداد درحالىكه پيامبر اكرم دستور داده بود كه بايد رعايت مساوات را نمود . وى صريحا گفت : متعتان كانتا على عهد رسول اللّه انا انهى انهما و اعاقب عليهما يكى حج تمتع بود كه پيامبر آن را از حج قران و افراد برتر مىدانست و ديگرى عقد موقت زنها و يا نكاح منقطع بود كه در زمان پيامبر مشروع بود و انسانهائى هم از همين راه متولد شده بودند . 6 - عمر در هنگام مرگ شورائى را مركب از شش نفر ذيل معرفى نمود : 1 - على ( عليه السلام ) 2 - عثمان 3 - طلحه 4 - زبير 5 - سعد بن ابى وقاص 6 - عبد الرحمن بن عوف و گفت بايد اين شش نفر از پيش خود يك نفرشان را تعيين كنند و در اين تعيين شورا هم با پيامبر مخالفت كرد و هم با خليفه اوّل امّا با پيامبر چون به اعتقاد آنها پيامبر از دنيا رفت درحالىكه جانشينى براى خود معين نكرده بوده اختيار و انتخاب مردم ملاك شد ولى خليفه ثانى تعيين كرد امّا با خليفه اوّل چون