العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

445

شرح كشف المراد ( فارسى )

كه حجره‌هائى كه در آنها ساكن بودند از آن خودشان است خليفه بدون معطلى آنها را تصديق نموده و حجرات آنها را صدقه قرار نداد و اين حق‌كشيها باعث شد كه وقتى عمر بن عبد العزيز به خلافت رسيد فرمان داد و فدك را به اولاد على ( عليه السلام ) برگرداندند . 3 - هنگامى كه وفات فاطمه ( عليها السلام ) نزديك شد وصيت نمود كه يا على مرا شب غسل بده و شب دفن كن و شب كفن كن زيرا نمىخواهم كسانى كه به من ظلم كردند [ خليفه اول و . . . ] در تشييع جنازهء من و در نماز بر جنازه من حاضر شوند و على ( عليه السلام ) هم طبق وصيت حضرتش را شبانه دفن نمود و چهل صورت قبر درست كرد تا قابل تشخيص نباشد و دشمنان نتوانند بر قبر حضرت هم نماز بگذارند و از آن تاريخ تا به امروز هم قبر فاطمه ( عليها السلام ) مخفى است . 4 - به اعتراف شيعه و سنى خود خليفه اول در داستان شگفت‌انگيز سقيفه گفت : اقيلونى و لست بخيركم و على فيكم يعنى مرا رها كنيد و بيعت بر خلافت را اقاله و فسخ كنيد و پس بگيريد زيرا كه من بهترين شما نيستم درحالىكه على ( عليه السلام ) در ميان شما است حال اين خبر از دو حال خارج نيست : 1 - يا حق و صدق است يعنى خليفه راست مىگفت پس به اعتراف خود او صلاحيت امامت را نداشته [ اقرار العقلاء على انفسهم نافذ ] . 2 - و يا كذب است و خليفه بدروغ چنين گفته كه در اين صورت عدم صلاحيت او روشنتر خواهد بود چون آدم دروغگو فاسق است و الفاسق ليس به امام . 5 - به اعتراف دوست و دشمن خود خليفه اوّل پس از خليفه شدن گفت :