العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
418
شرح كشف المراد ( فارسى )
بلكه مؤاخذه مىكند و لذا آنان مدام گوش به زنگ بوده و سراغ معاصى نمىروند . پس حق مطلب اينست كه آنها مختارند و مع ذلك معصيت نمىكنند نه اينكه مجبور باشند . و دليل مطلب عبارتست از سه امر : 1 - اگر انبياء و ائمه بر فعل طاعات و ترك معاصى مجبور باشند هرآينه مستحق مدح نخواهند بود درحالىكه خداوند و فرشتگان آنها را ستوده و بر آنان درود مىفرستند و آنها را الگوى بشريت معرفى مىكنند كه به آنها اقتدا كنيد و . . . اين دليل بر اختيار است . 2 - اگر انبياء و ائمه مجبور باشند بر فعل طاعات در حكم فرشته خواهند بود و لازم مىآيد كه ثواب و عقاب هم براى آنها معنا نداشته باشد چون اينها مال آدمهاى مختار است و اللازم باطل فالملزوم مثله . 3 - اگر انبياء و ائمه ( عليهم السلام ) مجبورند كه معصوم باشند لازم مىآيد كه مكلف به امرى نباشند چون مسئوليت و تكليف از آن انسانهاى مختار و با اراده است و اللازم باطل به دو دليل : 1 - اجماع قائم است بر مكلف بودن آنها . 2 - قرآن هم تصريح كرده بر مكلف بودن آنها كه : قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ يعنى بگو منهم بشرى هستم مثل شما و تنها فرقى كه دارم مقام وحى است پس در ساير جهات عموما با شما شريكم و از جملهء آن جهات تكليف است يعنى شما مكلفيد منهم مكلفم . فالملزوم باطل . در خاتمه : و در يك جمله كوتاه ما معتقديم كه : پيامبر و امام ( عليهما السلام ) با اينكه تمايلات بشرى و غرائز در آنها وجود دارد مع ذلك با اراده و اختيار خويش دامن به گناه آلوده نمىكنند به سه جهت : 1 - شناخت حقيقى گناه : آنها معاصى را به خوبى مىشناسند و از ماهيت