العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
376
شرح كشف المراد ( فارسى )
مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ . دليل ما : برهانى كه در مسأله دوّم راجع به وجوب بعثت آورديم عموميت داشته و اختصاص به زمانى دون زمان ديگر ندارد و آن اينكه : ارسال رسل لطف است و هر لطفى بر خدا واجب است پس ارسال رسل واجب است و نيز فوائد و مصالح بيشمارى كه در مسأله اوّل براى بعثت انبياء ذكر كرديم تعميم داشته و به درد همهء زمانها مىخورد و هر چه بر عمر بشريت افزوده مىشود و علم پيشرفت مىكند اين نياز بيشتر مىگردد . قوله : و لا تجب الشريعة : بر حسب آنچه از روايات استفاده مىشود در حدود يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر از طرف خدا مبعوث شدهاند و آنچه كه مشهور است و نيز از روايات بدست مىآيد پيامبران مرسل و اولو العزم يعنى صاحبان شريعت و مكتب نوين و كاملتر پنج نفرند كه عبارتند از : 1 - حضرت نوح نجى اللّه 2 - حضرت ابراهيم خليل اللّه 3 - حضرت موسى كليم اللّه 4 - حضرت عيسى روح اللّه 5 - حضرت محمد ( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) حبيب اللّه . ولى سؤال اينست كه آيا هر پيامبرى بايد داراى شريعت و برنامهء جديدى باشد يا خير ؟ . اماميه مىگويند : خير لازم نيست بلكه ممكن است پيامبرانى داراى شريعت جديد باشند مثل همان پنج پيامبر مذكور ، و ممكن است پيامبرانى تبليغى باشند يعنى مبلغ دستورات پيامبر قبلى باشند مثل حضرت داود نسبت به حضرت موسى ( عليه السلام ) و ممكن است پيامبرانى معقولى باشند يعنى صرفا معارف و مبدء و معاد و اخلاقيات را به مردم مىآموختند و داراى شريعت و احكام نبودهاند همانند اكثر انبياء قبل از موسى ( عليه السلام ) و ممكن است پيامبرانى تأكيدى باشند يعنى همان بايدها و نبايدهاى عقلى را تأكيد كنند