العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

353

شرح كشف المراد ( فارسى )

امّا اثبات كبرى : در بالا اشاره شد كه جاى بحث آن كجاست . و امّا اثبات صغرى : لطف را معنى كرديم و تكاليف شرعيه مصداق لطفند زيرا كه در اين تكاليف وعده و وعيد ، ثواب و عقاب هست و لذا بشر مواظبت مىكند و هنگامى كه بشر بر بايد و نبايدهاى شرعيه مواظبت كرد نسبت به بايدها و نبايدهاى عقلى هم براحتى مواظبت نموده و زير بار مىرود بگونه‌اى كه اگر تكاليف شرعى نبود اين انقياد و گردن نهادن در برابر عقل بسيار مشكل بود . 2 - تكاليف شرعيه يعنى بيان بايدها و نبايدها از طرف خداوند بر بشر چون لطف است واجب مىباشند و اين تكاليف بايد به بشر ابلاغ شوند حال ابلاغ آن دو راه دارد : يكى اينكه خداوند براى هر انسانى مستقيما فرشته‌اى بفرستد و وظائف را به او ابلاغ كند و يا به هر انسانى مستقيما وحى كند و يا به قلب او الهام كند اين راه محال است زيرا كه هر انسانى استعداد و قابليت تحمل بار سنگين وحى را ندارد ، حالاتى كه به هنگام وحى نخستين براى انبياء پيش آمد اگر براى هر فردى از افراد ديگر بوجود مىآمد در دم قالب تهى مىكرد مگر هر كسى صحنهء كوه طور و موسى را تحمل مىتواند كرد ؟ و مگر هر جانى توان حادثهء عظيم تاريخ را در غار حراء دارد ؟ دريادلى مثل رسول اسلام ( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) مىخواهد كه توان حمل اين امانت بزرگ را داشته باشد و گرنه صاعقهء وحى ديگران را در دم تبديل به خاكستر خواهد نمود ، هر كسى با هر روحيه‌اى تاب تحمل اين امر را ندارد و قابل وحى نيست بايد انسان كاملى باشد كه دو چهره داشته باشد يكى چهرهء ملكوتى كه با آن چهره بتواند وحى را دريافت كند و ديگرى جنبهء ناسوتى و بشرى كه بتواند به اين واسطه پيام الهى را به بشريت ابلاغ كند بنا بر اين معين مىشود اين راه كه اين تكاليف بتوسط وسائط فيض و انسانهاى كامل يعنى رسولان حق بر مردم ابلاغ شود و باران رحمت باريدن آغازد پس وجود پيامبر وسيلهء ابلاغ احكام