العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

351

شرح كشف المراد ( فارسى )

( المسألة الثانية فى وجوب البعثة ) دومين مسأله از مسائل باب نبوت پيرامون وجوب و ضرورت بعثت انبياء است : پس از اينكه در مسأله اوّل حسن و مفيد بودن بعثت ثابت شد جاى اين سؤال است كه آيا بر خداوند متعال فرض و واجب است كه پيامبرانى را بسوى بشر گسيل دارد يا واجب نيست ؟ . در اين زمينه دو نظريه مطرح شده : 1 - اشاعره مىگويند : بر خداوند ارسال رسل واجب و لازم نيست و اصولا هيچ امرى بر خداوند واجب نمىشود و ما حق نداريم بگوئيم : فلان امر بر خدا واجب است چون اين بىادبى نسبت به مولى و تعيين تكليف براى خداوند است ، اين سخن اشاعره مبتنى است بر مبنائى كه در باب حسن و قبح افعال دارد و مىگويند : ما نبايد بگوئيم هر كارى كه حسن و بايستنى است و مصلحت دارد خداوند آن كار را انجام مىدهد و هر كارى كه خلاف حكمت باشد انجام نمىدهد اين در تكوينيات و هكذا در تشريعيات ما نبايد بگوئيم : اوامر و نواهى الهيه دائر مدار مصالح و مفاسد نفس الامريه‌اى است كه در متعلقات آنها موجود است بلكه هر فعلى را خدا انجام داد همان حسن است فى المثل اگر العياذ باللّه خداوند انبياء را معذب كند اين كار بايستنى است و اگر فراعنه و طواغيت را متنعم سازد در قيامت همان حسن خواهد بود [ هر چه آن خسرو كند شيرين بود ] در ما نحن فيه هم ما نبايد بگوئيم بر خداوند ارسال رسل واجب است بلكه اگر خداوند پيامبرانى را بفرستد اين كار حسن است و اگر