العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
348
شرح كشف المراد ( فارسى )
و در فلان امور عقاب ، طاعت حق موجب ثواب و عصيان حق موجب عقوبت است و اين امور لطفند يعنى بشر را به طاعت نزديك و از معاصى دور مىكنند و هر چيزى كه لطف است بر خداى واجب است پس فرستادن انبياء براى ابلاغ ثواب و عقاب ابدى بر خداوند واجب است [ البته بحث ما راجع به حسن بعثت است نه وجوب آن و اين فايدهء نهم نتيجه مىدهد وجوب را و با مسئلهء دوّم كه خواهد آمد تناسب دارد ] . فايدهء دهم : از طرفى سعادت اخروى بدست نمىآيد مگر با كامل شدن نفوس انسانى در دو بعد معارف حقه و اعمال صالحه ، و از طرف ديگر دلبستگى انسانها به مادّيات و فرو رفتن عقل در باتلاق هواها و هوسها و دهها عامل ديگر از موانع بزرگى هستند كه جلو رسيدن به آن كمالات را سد مىكنند و باعث مىشوند كه يا اصلا معرفتى محقق نشود و يا اگر هست بنحو كامل نباشد بلكه آميخته با شكوك و اوهام باشد و لذا بايد انسانهاى وارستهاى در ميان جوامع بشرى باشند كه اين دلبستگىها را نداشته باشند تا بتوانند دلائل راه حق را براى مردمان بيان كنند و شبهات را بزدايند و انسانها را به معبود حقيقى آنها متوجه سازند و وظايف دينى آنها را برايشان بازگو كنند و اعمال صالح را به بشر ابلاغ كنند و مرتب اين امور را به مردم تذكر داده و براى آنان تكرار كنند تا براى بندگان ملكه شود و سهو بر آنها مستولى نشود تا بانجام آنها به سعادت برسند و آن شخصى كه مبين اين امور است همانا پيامبران مىباشند پس حكمت الهى مقتضى است كه رسولانى از جانب خويش بسوى بشريت گسيل دارد و بسيج كند تا آنان راهنمايان حقيقى كاروان بشريت و ساربانان اين قافله باشند بقول شبسترى : در اين ره انبياء چون ساربانند * دليل و رهنماى كاروانند