العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

344

شرح كشف المراد ( فارسى )

امّا عقل : با تمام تلاشهاى متفكران دنيا در طول تاريخ هنوز ماهيت انسان براى احدى از دانشمندان كما هو حقه مشخص نشده و خصوصيات روحى و جسمى او را نشناخته‌اند و بقول شيخ اشراق در كتاب حكمة الاشراق : حقيقت انسان مركب است از جوهر و جسم و نامى بودن و حيوانيت و ناطقيت و تنها در مورد جسميت كه از اجناس بعيدهء انسان است آراء گوناگونى وجود دارد كه سابقا در بيان مبانى برهان حدوث اشاراتى داشتيم حال اگر حقيقت جسم از انسان هنوز مجهول است چگونه نفس ناطقه و روح انسانى را مىتوان شناخت و تمام نيازهاى او را بدست آورده و در نتيجه قانونى جامع براى رفع همه نيازهاى فردى و اجتماعى روحى و جسمى وضع نمود تا سعادت آفرين باشد ؟ و به فرمودهء شهيد ايدئولوژى اسلام ناب يعنى مطهرى عزيز در كتاب انسان و ايمان ص 13 : دربارهء امتياز انسان از ساير جانداران سخن‌ها فراوان گفته شده است برخى منكر امتياز اساسى ميان اين نوع و ساير انواع هستند و . . . برخى ديگر تفاوت او را در جان داشتن مىدانند يعنى معتقدند كه جاندار و ذى حيات منحصر به انسان است و . . . و ديگر انديشمندان كه انسان را تنها جاندار جهان نمىدانند و به امتيازات اساسى ميان او و ساير جانداران قائلند هر گروهى به يكى از مختصات انسان توجه كرده‌اند . . . و حدود سى تعريف مىآورند ، و به قول دانشمند نامى جهان الكسيس كارل انسان موجودى ناشناخته است . حال اين سه نمونه و دهها نمونه ديگر شاهد آنست كه هنوز انسانها ماهيت خويش را نشناخته‌اند پس چگونه بتوانند قانونى وضع كنند كه ضامن سعادت بشر باشد ؟ پس عقل مىگويد : قانون بشرى كافى نيست و بايد قانون خدا حاكم باشد . و امّا تجربه : تجربهء تاريخ نشان مىدهد كه در كشورهائى كه قانون