العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
339
شرح كشف المراد ( فارسى )
1 - تصور كنيد غلام يا كنيزى را كه هرگز از مولا و مالك خويش نظر خواهى ننموده و رضايت او را در انجام كارها جلب ننموده و از پيش خود دست به اقداماتى مىزند فلان جا را تخريب و فلان مكان را تعمير مىكند ، فلان دادوستد را انجام داده و آن ديگرى را رها مىكند و . . . آيا چنين انسانى آرامش خاطر دارد ؟ و مطمئن است كه مولا او را مؤاخذه نخواهد كرد ؟ هرگز آرامشى ندارد بلكه هر كارى را كه انجام مىدهد احتمال مىدهد كه مطلوب مولى نبوده و مؤاخذه خواهد شد كما اينكه هر فعلى را هم كه ترك مىكند احتمال مىدهد كه مطلوب بوده و بر ترك آن مؤاخذه شود . سؤال : چه زمانى اين عبد آرامش روحى دارد ؟ . جواب : هنگامى كه رأى و تمايل مولا را بدست آورده از بايدها و نبايدهاى مولا ليستى را تهيه نموده آنگاه است كه بىدغدغه به بايدها اقدام و از نبايدها پرهيز مىكند . 2 - همين مطالب را در مورد استاندار يا فرماندارى كه از سوى حكومت مركزى تعيين مىگردد كلمه به كلمه پياده كنيد ، با ملاحظه اين مثالها مىگوئيم : ما نحن فيه من هذا القبيل زيرا كه بدون شك هستى ما و همهء كمالات و نعمتهائى كه در اختيار ما است ملك خداوند است و خداى اين نعمتهاى مادى و معنوى را از عقل و اراده و علم و زبان و چشم و . . . در اختيار ما گذارده و در حقيقت ما انسانها امانتدارانى هستيم كه خداوند بر ما اعتماد نموده و اين امانتهاى گرانبها را به ما سپرده است و عقل هر عاقلى حكم مىكند باينكه : تصرف در ملك غير بدون اذن و رضايت مالك ناپسند است فلذا با قطع نظر از بعثت انبياء و ارشادات آنان و بيان بايدها و نبايدهاى الهى در همهء زمينهها بشر مضطرب است و به هر كارى كه اقدام مىكند نگران آنست كه شايد اين كار مبغوض مالك و صاحبش باشد و من در امانت خيانت كردهام و از هر كارى هم