العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

337

شرح كشف المراد ( فارسى )

و وعيدهاى آسمانى و . . . وجود دارد ؟ . بويژه اينكه قرآن هم مىفرمايد : وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها يعنى خداى حكيم نفس و روح بشر را آفريده و بدان فجور و تقوى - زشتى و زيبائى ، و مفاسد را الهام فرموده و پس از اين خود انسان بايد بكوشد تا به كمال لائق خود برسد و نيازى به آمدن انبياء نيست همانگونه كه گروهى از فلاسفه هندوستان قديم چنين پندارى را داشته‌اند و بويژه در عصر حاضر كه ترقيات علمى محير العقولى نصيب بشر گرديده و با كليد توانمند علم قفل بسيارى از اسرار آفرينش را گشوده و با پاى پرتوان علم بسيارى از گردنه‌هاى صعب العبور را پشت سر گذارده و نزديك است كه بر بالاى بام طبيعت صعود نموده و همه جا را فتح كند علم جاى ايمان مذهبى را پر كرده ديگر چه نيازى به دين و مذهب و آمدن انبياء ؟ خير حاجتى نيست عصر مذهب سپرى شد و بايد فاتحهء مذهب را خواند و هم اينك عصر شكوفائى دانش است كه با تمام توان مىكوشد تا جاى مذهب را پر كند . حال آيا واقعا مطلب از اين قرار است كه بعثت انبياء بيهوده است و هيچ غرضى بر آن مترتب نيست و يا بعثت انبياء امرى حكيمانه و هدفدار است آن هم نه در اعصار و قرون گذشته بلكه در جميع اعصار و در عصر علم اين نياز بيشتر و ملموستر احساس مىشود ؟ . ما معتقديم كه با وجود عقل و شعور و اراده و علوم بشرى باز بشر نياز به انبياء دارد ، نياز به قانون آسمانى دارد و در هيچ عصرى بشر از حجت ظاهرى يعنى پيامبران و يا ادامه‌دهندگان راه آنان يعنى ائمه ( عليهم السلام ) و اوصياء و پيامبران ( عليهم السّلام ) بىنياز نيست و بلكه با گذشت زمان احساس نياز به آئين‌هاى آسمانى فزونى يافته و مضاعف مىگردد و براى اثبات مدعاى خويش به پاره‌اى از فوائد و ثمرات ارزشمند بعثت انبياء اشاره مىكنيم : جناب محقّق طوسى در متن و به تبع ايشان جناب علّامهء حلى در شرح