العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

334

شرح كشف المراد ( فارسى )

( مسأله هيجدهم ) يكى از مسائل متكلمين آنست كه آيا بهترين مقدار رزق و مال بر خدا واجب است كه به هر كس شايسته باشد بدهد جبائيان گويند واجب نيست و بلخى گويد واجب است و معتزله بغداد همين را گويند و خواجه فرمايد : گاهى واجب است و گاهى نيست و سخنان همه اينها مبتنى بر مصلحت و مفسده است چون هرگاه مصلحت در دادن نعمت باشد و مفسده‌اى نباشد خداوند داعى بر فعل دارد و صارف ندارد پس افاضه نعمت واجب است و آنكه گويد واجب نيست گويد هر اندازه كه فرض كنيم بيش از آن هم فرض دارد و اگر همه واجب باشد نعمت غير متناهى است و براى يك تن محال است و جواب آنست كه اصلح با فرض امكان و نبودن مفسده واجب است و آنكه گويد گاه واجب است و گاه نيست نيز مبنى بر مفسده گويد كه هرگاه مفسده باشد واجب نيست و اگر نباشد واجب است . . . در خاتمه : چون چهار مسأله اخير چندان بحث علىحده‌اى نداشته ما براى خالى نبودن كتاب به خلاصه‌اى از آنها اكتفا كرده و اين خلاصه را از كتاب علّامه شعرانى استفاده كرديم . ( پايان مبحث افعال الهى )