العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

327

شرح كشف المراد ( فارسى )

( مطلب دهم ) اختلاف است كه آيا مظلوم مىتواند از عوض بگذرد و آن را اسقاط كند يا ببخشد به ديگرى يا نه ؟ جماعتى گويند : اسقاط در آن درست نيست چون عوض در تصرف ما نيست و نمىدانيم چيست و قدرت بر آن هم نداريم و بشر نسبت به آن حكم كودك نابالغ را دارد . و گروهى گويند : اگر عوض بر ظالم است مظلوم مىتواند ببخشد و ساقط كند و اگر بر خدا است پس نمىتواند پس اگر ظالم از مظلوم حلاليت طلبيد و باصطلاح عموم مردم مظلوم از او گذشت عوض بر ظالم نيست امّا اگر عوض بر خدا باشد اسقاط آن عبث است و خدا از آن بهره نمىبرد در اينجا مصنف يعنى خواجه قول او را برگزيده و شارح يعنى علّامه قول ثانى را . حال آنچه دربارهء عوض گفتيم دربارهء ثواب جارى نيست زيرا كه معقول نيست ثواب عمل را به ديگرى بخشيدن چون ثواب با تعظيم و اجلال با تكريم است و آنكه اطاعت ننموده مستحق تكريم و اجلال نيست . ( مطلب يازدهم ) عوضى كه خدا بر آلام مىدهد بايد چندان باشد كه هر عاقل بدان مقدار عوض براى امثال اين آلام راضى شود خواه دردى باشد كه خدا به سبب بيمارى و امثال آن داده است و يا ديگرى به امر خدا اجرا كرده است مثل آنكه