العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

292

شرح كشف المراد ( فارسى )

و به هدف اصلى خلل وارد ساخته است پس لطف محصل غرض است . بيان كبرى : چون اگر لازم نباشد نقض غرض شده و نقض غرض قبيح است و از مولاى حكيم محال مىباشد . مثال عرفى : جنابعالى دوست داريد كه آقاى زيد امروز نهار به منزل شما بيايد و از غذاهاى شما تناول كند ولى مىدانيد كه زيد انسانى است كه تا نامه‌اى بسويش ارسال نكنيد يا تلفنى دعوتش نكنيد يا پيكى را بسوى او نفرستيد از پيش خود به منزل شما نخواهد آمد و اين كارها هم براى شما كاملا مقدور است ، حال بيائيد و غذا آماده كنيد ولى اين كارها را انجام ندهيد شما نقض غرض كرديد و بايد دعوتنامه مىفرستاديد . دليل دوّم : لطف بر خداوند واجب است زيرا اگر لطف نكند لازم مىآيد كه عذاب نمودن بندگان عاصى قبيح باشد هر چند مذمت دنيوى آنها قبيح نباشد بنا بر اين اگر مكلف كار زشتى انجام دهد كه عقل قبح آن را درك ننموده كه حتما عقابى نيست و اگر عقل هم زشتى آن را مىفهمد ولى از سوى خداوند پيامبرى نيامده و حرمت شرعى را بيان ننموده باز آن شخص مستحق مذمت دنيوى و لسانى هست ولى مستحق عقاب اخروى نيست و نبايد كيفر شود زيرا كه عقوبت بر حرمت شرعى متفرع است و حرمت شرعى هم بر ارسال رسل متفرع است و در قرآن مىخوانيم : وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا . و مىخوانيم : لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ . و يا در سورهء طه آيه 134 مىخوانيم : وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا پس براى حسن و صحت عقاب بايد لطف در كار باشد و الّا قبيح است .