العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

257

شرح كشف المراد ( فارسى )

3 - نابود ساختن و باطل نمودن عمل و ارزش كارى و به معناى گم شدن مثل اينكه قرآن فرموده : وَ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمالَهُمْ اى لن يبطلها « سورهء محمد ( ص ) آيه 4 » . يا در سوره و الضحى مىفرمايد : أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى « گمشده » . متقابلا كلمهء هدايت هم به سه معنى به كار مىرود : 1 - طريقى را به كسى بدرستى ارائه كردن و به حق اشاره نمودن فى المثل شخصى از شما راه كعبه را نشان مىگيرد و شما نيز كعبه را به او نشان مىدهيد و آدرس صحيح به او مىدهيد اين همان ارائه الطريق است . 2 - عملا شخصى را هدايت كردن و او را به مطلوب واقعى رساندن يعنى كارى كنيم كه او به واقع رسد و به حق آنگونه كه هست معتقد شود اين را ايصال الى المطلوب گويند . 3 - ثواب دادن شخصى بر اعمال خيرى كه انجام داده چنان كه در قرآن مىخوانيم : سَيَهْدِيهِمْ وَ يُصْلِحُ بالَهُمْ « سورهء محمد آيه 5 » اى سيثيبهم . حال اضلال به دو معناى اوّلى بر خداوند حكيم محال است زيرا كه عند جميع العقلاء اضلال به هر يك از دو معناى اوّلى قبيح است و خداى حكيم از ارتكاب قبائح منزّه است آرى اضلال به معناى ثالث بر خدا روا است به اينكه گروهى را به خاطر كارهاى ناشايسته آنها كيفر داده و هلاك نموده و نابودشان سازد و به قول مفسرين اضلال ابتدائى بر خداى حكيم محال است ولى اضلال مجازاتى دارد . و امّا هدايت به هر سه معنا بر خداوند روا است يعنى خداى حكيم بتوسط آيات بينات و دلائل واضحه راه حق را به ما انسانها نشان داده و ارائه