العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

251

شرح كشف المراد ( فارسى )

و اعلم بان ذا الجلال قد قدر * فى الصحف الاولى التى كان سطر يعنى بدان كه خداى ذو الجلال بتحقيق تقدير فرموده و نوشته است در كتب اوليه‌اى كه مسطور فرموده . 3 - به معناى بيان و اخبار هم آمده قرآن مىگويد : إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ اى الّا امرأت لوط بيّنا و اخبرنا بانها من الغابرين « نمل 57 » . با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : يكى از مسائلى كه دستاويز جبرى مسلكان گرديده و به اين بهانه طرفدار جبر گرديده‌اند مسأله اعتقاد مسلمين به قضا و قدر است ، جبريون به غلط پنداشته‌اند كه اعتقاد به قضا و قدر مساوى با اعتقاد جبر است يعنى بايد پذيرفت كه سرنوشت هر انسانى را قضا و قدر الهى از ازل تعيين نموده و تغييربردار هم نيست ، آنكه سعيد است از ازل سعيد آفريده شده و بر پيشانى او مهر ازلى سعادت خورده است و پاك شدنى نيست [ السعيد سعيد فى بطن امه ] و آنكه شقى است از ازل شقى خلقت شده و محال است كه سعيد شود [ الشقي شقى فى بطن امه ] آنكه فقير است مجبور است كه فقير باشد آنكه غنى است قضا و قدر او را مجبور ساخته بر ثروتمندى ، آنكه عالم است مجبور است كه عالم باشد و آنكه جاهل است دست تقدير او را جاهل ساخته و راه فرارى ندارد ، مؤمن به تقدير الهى مؤمن است و كافر به قضاء حتمى پروردگار كافر است ، مطيع جبرا مطيع است و عاصى جبرا عاصى است و احدى قدرت ندارد از اين قانون حتمى تخلف كند آنگاه اعمال بندگان هم در قضا و قدر الهى داخل بوده و جبر است ما در مقابل جبريه مىگوئيم : منظورتان از اين سخن چيست ؟ . آيا مرادتان اينست كه : خداوند افعال نيك و بد مار را مىآفريند و فاعل همهء اين افعال او است ؟ اگر اين باشد ما در مبحث جبر و اختيار ثابت كرديم كه برخى از افعال به خود ما مستند بوده و ما فاعل آنها هستيم آيا مرادتان