العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
244
شرح كشف المراد ( فارسى )
2 - فعل متولد : و آن عبارتست از فعلى كه مع الواسطه از انسان صادر مىشود يعنى فعل ديگرى سبب حدوث و صدور آن مىگردد مانند حركت كليد يا قلم سبب حركت دست كه بلا واسطه مقدور ما نيست يعنى نمىتوانيم بدون حركت دست و صرفا با اراده باطنى كليد را به حركت در آورد و درب منزل را بگشائيم و يا قلم را به گردش در آورده و صفحات كاغذ را از مكتوبات مملو سازيم بلكه الّا و لا بد بايد دستمان را به كليد يا قلم گرفته و حركات خاصى را انجام دهيم تا مقصود حاصل شود يا مثلا ما ستون خيمه را از زير سقف خيمه مىكشيم و بدنبال آن سقف فرو مىريزد و بواسطه فرو ريختن سقف جماعتى آسيبديده يا كشته مىشوند در اينجا كشيدن سقف فعل مباشر و فرو ريختن آن فعل متولد اوّل و كشته شدن جمعى فعل متولد در رتبه دوم است . حال فعل متولد خود بر دو گونه است : الف : گاهى فعل متولد در محلّ قدرت حادث مىگردد مثل حركت كليد يا قلم ب : و گاهى در غير محل قدرت حادث مىگردد مثل فرو ريختن سقف و قتل جماعت . فعل مخترع : و آن عبارتست از فعلى كه در هيچ محلّى واقع نشود بلكه از كتم عدم بوجود مىآيد و پيش از عمل هيچگونه محل و موضوعى در كار نيست مثل ايجاد فرشتگان و خلق عوالم وجود كه سابقهء عدم دارند با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : در نزد متكلمين عدليه اجماعى است كه فعل مباشر از آن عبد است و فاعل آن خود انسان است [ البته به نظر جبريه يعنى اشاعره همين قسم هم فعل اللّه است ] و فعل مخترع بالاجماع مستند به خدا و فعل خداوند است يعنى خالق كائنات و فرشتگان خدا است انما الكلام در فعل متولد است كه