العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

230

شرح كشف المراد ( فارسى )

دليل سوّم : اگر ما انسانها فاعل افعال خويش باشيم لازم مىآيد اجتماع دو قادر مستقل بر مقدور واحد و اللازم باطل فالملزوم مثله . بيان ملازمه : بدون ترديد قدرت خداوند عام است و به هر مقدورى و ممكنى تعلق مىگيرد پس خداوند قادر بر هر مقدورى است و از جملهء امورى كه مقدور حق هستند همين افعال بندگان است آنگاه اگر بنده هم بر اين افعال قادر باشد لازم مىآيد اجتماع قدرت خدا با قدرت بنده در فعل واحد . بيان بطلان لازم : زيرا كه اگر فرض كنيم در موردى خداوند اراده كند ايجاد آن فعل را و عبد اراده كند اعدام آن را از سه حال خارج نيست : 1 - يا اينست كه مراد هر دو واقع مىشود كه اين مستلزم اجتماع نقيضين است . 2 - و يا اينست كه مراد هيچ‌كدام واقع نمىشود كه اين مستلزم ارتفاع نقيضين است . 3 - و يا اينست كه مراد يكى از آن دو جامهء عمل مىپوشد نه آن ديگرى كه اينهم مستلزم ترجيح بلا مرجح است فاللازم باطل پس ملزوم هم باطل مىشود يعنى اينكه عبد فاعل افعال خويش باشد و قادر بر آنها باشد باطل است بلكه عادت الهى بر اين جارى شده كه كارهايش را با اين وسيله و سبب انجام دهد . جواب ما : ما مىگوئيم : در موردى كه خدا اراده كند فعل را و عبد اراده كند ترك را در اينجا مراد خدا واقع خواهد شد يعنى آن عمل صادر مىگردد و اينكه گفتيد ترجيح بلا مرجح است مىگوئيم : خير ترجيح مع المرجح است و آن اقوائيت قدرت خداوند است و عند المعارضه بر قدرت عبد غلبه مىكند