العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
216
شرح كشف المراد ( فارسى )
آنست كه ناقص هستيم و به اين وسيله مىخواهيم كاملتر شويم و باصطلاح علماء غرض استكمالى داريم ولى خداوند متعال كه كامل على الاطلاق است و نقصى نداشته و كمالى را كه لايق به شأن آن ذات باشد فاقد نيست تا با فعل خود جبران كند پس غرض داشتن و داراى محرك بودن بر خداوند محال است آرى منافع بسيارى بر فعل حق مترتب مىشود كه لازمهء فعلند ولى غرض اصلى خداوند نيستند . در برابر اشاعره ساير گروههاى اسلامى از قبيل معتزله و اماميه مىگويند : اوّلا خداى حكيم در افعال خود داراى غرض است و دلائل متعدد عقلى و نقلى بر اين امر دارند كه ما به يك دليل عقلى و يك دليل نقلى بسنده مىكنيم : امّا دليل عقلى : هر فعلى كه براى مقصد و غرض معينى انجام نگيرد عند جميع العقلاء عبث و بيهوده به حساب مىآيد و فعل عبث عند العقلاء قبيح محسوب مىگردد و قبلا ثابت شد كه كار قبيح بر مولاى حكيم محال است پس كار عبث بر خداوند استحالهء وقوعى دارد . امّا دليل نقلى : قرآن در سورهء آل عمران آيه 161 مىفرمايد : إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ . و ثانيا غرض خداوند از افعالش به خود ذات الهى بازگشت نمىكند تا