العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
186
شرح كشف المراد ( فارسى )
علت رؤيت امكان باشد كه در واجب الوجود نيست . اشكال : امكانى كه شما فرض كرديد يك امر عدمى است و امر عدمى صلاحيت عليت براى صحت رؤيت ندارد چون سنخيت ندارند . جواب : اتفاقا صحت رؤيت هم يك امر عدمى است و ميان آن دو سنخيت وجود دارد پس صلاحيت عليت دارد . 6 - شما گفتيد از وجود و حدوث دومى كه حدوث باشد صلاحيت عليت براى صحت رؤيت ندارد چون يك امر عدمى است ما مىگوئيم : هيچ مانعى ندارد كه صحت رؤيت معلول حدوث باشد زيرا صحت رؤيت هم امرى عدمى است و بين آن دو سنخيت هست و بر فرض كه قبول كنيم كه صحت رؤيت امرى وجودى است مىگوئيم : حدوث هم امرى وجودى است چون حدوث عبارتست از وجودى كه مسبوق به غير باشد نه وجود مسبوق به عدم . بيان مطلب : حدوث و قدم در يك تقسيم دو قسم مىشوند : 1 - اضافى . 2 - حقيقى . حدوث و قدم اضافى و نسبى در ميان عامه مردم متداول است يعنى در عرف عام ، قديم آنست كه زمان طولانى بر آن گذشته باشد و حادث آنست كه زمان كمترى بر او گذشته باشد . فى المثل مىگوئيم : قديمىها چنين و چنان مىكردند و متجددين چنين مىكنند . و امّا حدوث و قدم حقيقى دو قسم است : 1 - ذاتى 2 - زمانى . منظور از حدوث و قدم ذاتى آنست كه : الحادث هو المسبوق بالغير همانند ممكنات كه مسبوق به واجب الوجودند و همانند حرارت و روشنائى عالم كه مسبوق به نار و شمساند و اصولا هر معلولى مسبوق به علت است و علت تقدم رتبى بر آن دارد و در مقابل : القديم هو الذي ليس بمسبوق بالغير مثل ذات خداوند كه سابق بر هر چيزى است و خود مسبوق چيزى نيست ،