العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
177
شرح كشف المراد ( فارسى )
عبدته ؟ قال ( عليه السلام ) : ويلك ما كنت اعبد ربا لم اره ، فقال : و كيف رايته ؟ قال ( عليه السلام ) : ويلك لا تدركه العيون فى مشاهدة الابصار و لكن رأته القلوب بحقايق الايمان . « توحيد صدوق ص 109 » . و بقول شاعر : چشم دل باز كن كه جان بينى * آنچه ناديدنى است آن بينى با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : بحث ما راجع به رؤيت مادى و با چشم سر است و سؤال اينست كه : آيا خداوند را با عدسى چشم مىتوان ديد يا خير ؟ در اين زمينه كلا سه نظريه مطرح است : 1 - فلاسفه الهى و اكثر متكلمين بر آنند كه خداوند حقيقتى مجرد است و موجود مجرّد با چشم سر محال است كه رؤيت شود آرى از راه آثار مىتوان او را شناخت همانگونه كه عقل انسان موجودى مجرّد است و ديدنى نيست ولى از راه آثارش مىتوان شناخت يعنى اگر حركات وى و رفتار و گفتار و كردارش متعادل و حكيمانه باشد مىگوئيم : اين شخص عاقل است و الّا او را مجنون مىناميم يا مثلا درد از امور نامحسوس است ولى آثارى دارد كه شخص دردمند از راه آن آثار شناخته مىشود از قبيل ناليدن ، به خود پيچيدن ، رنگ زرد شدن و . . . حال مرحوم خواجه طوسى و علامه حلى همين نظريه را برگزيدهاند و ما براى اثبات اين مدعا دلائل فراوان عقلى و سمعى داريم كه به عنوان نمونه به يك دليل عقلى و دو دليل سمعى اشاره مىكنيم : امّا دليل عقلى : اگر خداوند با چشم ظاهر قابل رؤيت باشد لازم مىآيد كه يا در مقابل و پيش روى بيننده باشد و يا در حكم مقابل يعنى همانند صورت در آئينه باشد كه بمنزله مقابل است و اللازم باطل فالملزوم مثله . بيان ملازمه : همه مىدانيم كه تا چيزى در مقابل و روبروى ما نباشد با