العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
172
شرح كشف المراد ( فارسى )
حال قسم سوم و چهارم در كتب كلاميه معمولا مطرح نيست و فعلا بحث ما در شعبه دوم است : از قديم الايام در ميان متكلمين اسلام اين بحث مطرح بوده كه آيا صفات خداوند حادث است يا قديم ؟ و بر فرض قدمت آيا صفات خداوند عين ذات او است و يا زائد بر ذات او ؟ . مقدّمه : صفات خدا را دو قسم كردهاند : 1 - صفات ذات يعنى صفاتى كه از خود ذات انتزاع مىشوند و در توصيف ذات به آن صفات به جز ذات به چيز ديگرى محتاج نيستيم مانند صفت علم - قدرت - حيات - اراده و . . . خداوند از ازل قادر بوده و حىّ بوده و عالم بوده خواه تا ابد موجود ديگرى باشد يا خير . 2 - صفات فعل يعنى صفاتى كه از فعل حق انتزاع مىشود و در اتصاف ذات به آن صفات محتاجيم به اينكه فعل او را هم در نظر بگيريم همانند عدل - حكمت - خالقيت - رزق - اماته و احياء و . . . و يا ارادهء فعليه حق كه همان ايجاد است و اين از صفات فعل است نه ذات . بحث ما دربارهء صفات ذات است با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : درباره توحيد صفاتى كلّا دو قول است : 1 - فلاسفهء الهى و متكلمين شيعى طرفدار توحيد صفاتى هستند يعنى مىگويند : صفات خدا عين ذات او است و در خارج ذات و صفات به يك وجود موجودند كما اينكه خود صفات هم عين يكديگرند يعنى قدرت عين علم و علم عين حيات و حيات عين اراده و هم عين همند [ مثالى كوچك : همانگونه كه نفس ناطقه ما انسانها يك حقيقت است كه و همه مدرك كليات است و هم مدرك جزئيات ، هم مدرك معانى است و هم مدرك صور ، هم مدرك است و هم محرّك و خلاصه النفس فى وحدتها كل القوى ] . و به فرموده حكيم بزرگ فارابى : وجود كلّه ، علم كلّه ، قدرة كلّه ، حياة