العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
169
شرح كشف المراد ( فارسى )
و هر ذاتى كه محتاج به غير بود او ممكن است و ممكن قسيم واجب است پس اگر خداوند محتاج به غير باشد لازم مىآيد ممكن باشد و هذا خلف محال . ( 11 - خداوند داراى لذت و الم نيست ) يازدهم از صفات سلبيه خداوند اينست كه : واجب الوجود بودن خداوند مقتضى است كه ذات حق داراى لذت و الم « خوشى و ناخوشى ، شادى و غم ، ملائمت و ناملائمت » نباشد ، بيان مطلب : لذت و الم هر كدام دو شعبه دارند : 1 - لذات و آلام حسى و مادى فى المثل انسان در فلان وقت از فلان غذا لذت مىبرد به لحاظ اعتدال مزاج و در فلان وقت از همان غذا متنفر بوده و رنج مىبرد به لحاظ انحراف مزاج از حد اعتدال بسوى افراط يا تفريط ، اين قسم از لذات و آلام براى ذات حق محال است زيرا كه اين امور از توابع جسمند يعنى بايد جسمى باشد و مزاجى داشته باشد و توسط آن لذات و آلام حسى را احساس كند و ما قبلا ثابت كرديم كه ذات حق موجودى مادى و جسمانى نيست بلكه حقيقتى مجرّد و فراسوى مادّه و ماديات است و بر ذات مجرّده اين امور محال است . 2 - لذات و آلام عقلى كه حكما مىگويند و آن عبارتست از اينكه : لذت به معناى ادراك امرى كه ملائم و سازگار با ذات ادراك است مثلا ادراك كمال لذتبخش است چون مناسب با نفس است و هكذا لذت علم و . . . و الم به معناى ادراك امور منافيه با نفس مدرك است فى المثل ادراك نقائص و صفات رذيله و محدوديتها براى مدرك رنجآور است حال الم عقلى به اين معنا هم بر ذات خداوند محال است چون ذات حق واجب الوجود و مستجمع همه كمالات