العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

162

شرح كشف المراد ( فارسى )

متحرك خواهد بود و اكوان اربعه از امور حادثه است پس لازم مىآيد كه خداوند حادث باشد و حدوث از نشانه‌هاى ممكن الوجود است پس اگر حادث باشد او ممكن خواهد بود كه نبود و قابليت وجود را داشت سپس بوجود آمد و امكان قسيم واجب است و مادر واجب الوجود بحث داريم . مخالفين اين نظر و كسانى كه خدا را در جهتى مىدانند مجسمه و كراميه هستند و اصولا تمام فرقى كه خدا را جسم مىدانند براى او جهت قائلند و كراميه مىگويند : خداوند در جهت فوق عرش است چون قرآن گفته : الرحمن على العرش استوى منتهى برخى از اينها مىگويند : جهت خداوند از جهت عرش تا بىنهايت است و فاصلهء عرش از خداوند هم نامتناهى است و بعضى مىگويند : ذات حق نامتناهى است ولى فاصلهء او از عرش متناهى است [ البته اين ظاهر تعبيرشان است كه فاسد است ] . در خاتمه اين بحث سؤال و جوابى را عرضه مىكنيم : سؤال : اگر خداوند در جهتى نيست پس آياتى كه مىگويد : الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى « طه / 5 » . وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ « انعام / 18 » يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ « فتح / 10 » يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ « نحل / 50 » و . . . اينها را چگونه توجيه مىكنيد كه به ظاهرش اثبات جهت مىكنند ؟ جواب : ما دو جواب مىدهيم يكى نقضى و ديگرى حلّى . امّا نقضى : اگر ما اين گونه آيات را داريم متقابلا آياتى هم داريم مبنى بر اينكه : فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ يا نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ و . . . اينها را چه مىگوئيد ؟ و امّا جواب حلّى : از طرفى ظواهر قرآنيه دلالت دارند بر اينكه خداوند در جهتى است و جسم است ولى از طرف ديگر برهان قطعى عقلى مىگويد : جسميت و در جهت بودن بر خداوند محال است حال چه بايد كرد ؟ چهار