العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

160

شرح كشف المراد ( فارسى )

مطلب به توجيه كثرتها مىپردازند كه اگر موجود واحد است پس اين كثرات چيست ؟ و در توجيه كثرات برخى كثرات را مانند سراب مىدانند و برخى مانند ثانية ما يراه الاحوال و برخى همانند ظل و برخى مانند صور مرآتيه مىدانند ، آنها كه كثرت را همانند سراب يا ثانية ما يراه الاحوال مىدانند سخنانشان از ديدگاه بزرگان عرفا مردود شمرده شده و مىگويند : كثرات جهان آفرينش نيرنگ و سراب نيست چون‌كه نيرنگ و سراب فريب است و فريب در عالم نيست بلكه آنچه از وحى مستفاد است اينكه : جهان كثرت آيات الهىاند و آيات حق نمايند نه سراب و يا نقش دوم چشم احول . اگر گفته‌اند : الا كل شيء ما خلا اللّه باطل * و كل نعيم لا محالة زائل بدان معنا است كه اگر چيزى خدا را نشان نداد از آن جهت باطل است سراسر جهان كثرت آيتند و اين همان است كه از كثرت به صور مرآتيه ياد مىكنند [ و اين قسم مورد قبول امثال آقا محمد رضا قمشه‌اى و اشكورى گيلانى بود ] آنها كه كثرت را همانند ظل و ذى ظل توجيه مىكنند نيمى از راه را رفته‌اند اگر چه جهان ظل حق است ولى سهمى از وجود ضعيف دارد ولى صور مرآتيه اگر بيننده‌اى نباشد وجودى ندارد اگر ناظرى نباشد آيتى در كار نيست و سراسر جهان مرآت حقند و مرآت مرئى را نشان مىدهد و مرئى حق است آيات بودن جهان وقتى صادق است كه حقتعالى را وجود محض و صرف و مطلق بدانيم ، و ممكنات موجود نيستند بلكه واجب نمايند يعنى باطن اشياء آيت است چون ظاهرشان ، صدر اشياء آيت است چون ذيلشان ، حواشى اشياء آيتند چون متن آنها ، آغاز اشياء آيت است چون انجامشان و لذا هم حلول محال است و هم اتحاد زيرا حلول صاحب صورت در صورت مرآتيه محال است و اتحاد صاحب صورت با صورت مرآتيه هم محال است چيزى غير از حق نيست تا در او حلول كند يا با او متحد شود .