العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
139
شرح كشف المراد ( فارسى )
اين رابطه سه نظريه مطرح است : 1 - مشهور مىگويند : صدق عبارتست از مطابقت خبر با واقع و كذب عبارتست از عدم مطابقت خبر با واقع پس مناط صدق و كذب واقع و نفس الامر است . 2 - نظام مىگويد : صدق عبارتست از مطابق بودن خبر با اعتقاد متكلم اگر چه مخالف با واقع باشد فى المثل السماء تحتنا و الارض فوقنا همراه با اعتقاد به فوقيت ارض و تحتيت سماء صدق است ولى السماء فوقنا و الارض تحتنا بدون اين اعتقاد كذب است ، و كذب عبارتست از عدم مطابقت خبر با اعتقاد مخبر كه مثالش روشن شد . 3 - جاحظ گفته : صدق عبارتست از مطابق بودن خبر با واقع و اعتقاد هر دو يعنى خبر بايد مطابق واقع باشد و انسان هم معتقد باشد كه مطابق واقع است و كذب عبارتست از عدم مطابقت خبر با واقع همراه با اعتقاد به عدم مطابقت سپس غير از دو صورت مذكور صور چهارگانهاى درست مىكند كه به نظر وى واسطه بين صدق و كذب هستند ولى نه صدقند و نه كذب . « مختصر المعانى ص 17 و 18 » با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : در صفت ششم ثابت شد كه خداوند متكلم است اينك مىگوئيم كلام بر دو قسم است : 1 - صدق 2 - كذب و متكلم بر دو نوع است : 1 - صادق 2 - كاذب حال آيا خداوند صادق است يعنى خبرهائى كه از گذشته و آينده در قرآن داده و وعدهها و وعيدهائى كه داده راست است و جامه عمل خواهد پوشيد يا خير ؟ در جواب بايد گفت : مسلمانان جهان اتفاق نظر دارند بر اينكه خداوند صادق است و قرآن هم به اين معنا اشاره كرده آنجا كه مىفرمايد : وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثاً « نساء / 87 » يا مىفرمايد : وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا « نساء / 122 » ولى مرحوم علّامه