العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
137
شرح كشف المراد ( فارسى )
و امّا بحث دوّم : دليل بر اثبات تكلم : قبلا ثابت كرديم كه جميع الممكنات مقدور حق تعالى هستند « كبراى كلى » و ايجاد اصوات و حروف در اجسام هم كه مواد را بفهماند امرى ممكن است « صغراى بحث » . پس ايجاد كلام مقدور خداوند است و امّا اينكه در خارج بالفعل متكلم هست يا خير ؟ قرآن اين معنا را اثبات كرده كه و كلّم اللّه موسى تكليما . امّا بحث سوّم : راجع به حدوث و قدم كلام خدا اختلاف است : 1 - اشاعره مىگويند : كلام نفسى قديم است . 2 - حنابله مىگويند : كلام خدا همين حروف است و قديم است . 3 - معتزله مىگويند : كلام خدا همين حروف و اصوات است و حادث است ، به عقيده اماميه قول سوم درست است و دلائل فراوانى دارد كه به پنج دليل آن در باب حادى عشر اشاره شده و ما به يك دليل اكتفا مىكنيم : خود خداوند در قرآن كلام خويش يعنى همان قرآن را به حادث بودن توصيف كرد آنجا كه مىفرمايد : ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ « انبياء / 2 » و در جاى ديگر مىفرمايد : إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ « حجر / 9 » . از جمع دو آيه نتيجه مىگيريم كه : القرآن ذكر « صغرى » و الذكر محدث « كبرى » فالقرآن محدث « نتيجه » . [ نكته : سراسر هستى كلمات خداوند است كه با زبان تكوين از كمال نامتناهى و علم و قدرت نامحدود الهى حكايت مىكند و دست قدرت آفريدگار با