العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

132

شرح كشف المراد ( فارسى )

روحند و لذا اگر روح نباشد و لو چشم و گوش باز باشند مثل حالت نوم يا موت انسان بينا و شنوا نيست كما اينكه اگر انسان به نقطه‌اى متمركز باشد با اينكه نگاه مىكند ولى نمىبيند و بقول يكى از بزرگان مىگفت : روزى از روزها كه آيت اللّه شهيد مطهرى در قم بودند در خيابان ايشان را ديدم رفتم نزديك مدتى همراهشان رفتم ولى متوجه من نشدند ، سپس از جلو ايشان به سمت ديگر رفتم بازهم متوجه نشدند بالاخره پس از مدتى جلوتر رفته و سلام گفتم و به ايشان گفتم كه من مدتى است با شما همراهى مىكنم ولى شما ملتفت نشديد ؟ فرمود : من داشتم مىرفتم جلسهء درس و در ضمن راه مطالب درس را در ذهنم تنظيم مىكردم لذا تمام فكرم به درس بود و اصلا شما را نديدم و امثال اين نمونه‌ها بسيار است و امّا در مورد خداوند كه ذات مجرّد محض است و نيازى به ابزار مادى ندارد حقيقت بينائى و شنوائى به علم حضورى ذاتى است يعنى همه اين مبصرات و مسموعات با همان خصوصيات خارجيه در نزد حق معلوم و منكشف هستند . پس تا اينجا مدرك بودن متصور شد و امّا دليل بر اثبات صفت ادراك : هم برهان عقلى داريم كه همان دلائل سه‌گانه علم حق باشد و قبلا ذكر شد . و هم دليل سمعى داريم كه كتاب و سنت و اجماع باشد . امّا اجماع : همهء متكلمين اسلامى از هر فرقه‌اى بر اين معنا اجماع و اتفاق نظر دارند . و امّا كتاب : قرآن در سورهء انعام آيهء 103 مىفرمايد : لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ و امّا سنت : شخصى از امام نهم ( عليه السلام ) پرسيد : كيف سمّى ربنا سميعا ؟ حضرت فرمود :