العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
115
شرح كشف المراد ( فارسى )
بعقيدهء فلاسفه الهى و اهل شرع خداى تعالى پيش از آفرينش به همه چيز علم دارد و اين وجه كه خواجه فرمود مبنى بر آن است كه پس از خلقت اشياء كه موجود گشتند معلوم پروردگار مىشوند و . . . طريقه صحيح در علم خداوند به اشياء در ازل همان است كه صدر المتالهين گفته كه علم اجمالى در عين كشف تفصيلى باشد و تفصيل آن را از كتب خود اين حكيم بزرگ بايد جستجو كرد . دليل سوم : قوله و تغيير الاضافات ممكن : به فلاسفه نسبت داده شده كه آنها مىگويند : خداوند به امور جزئيهاى كه در مسير زمان هستند و مرتب در حال تغيير و تحول هستند آگاه نيست بيان اين اعتراض : مقدّمه : علم هنگامى علم است كه مطابق با معلوم باشد يعنى اگر معلوم يك امر كلى و ثابتى است علم هم بايد ثابت باشد و اگر معلوم يك امر جزئى و متغيرى است علم هم بايد متغير باشد فى المثل زيد در اين آن نشسته است بايد عالم در اين لحظه علم به جلوس داشته باشد در آن بعدى خوابيده است بايد علم به نوم داشته باشد و هكذا در آن سوم قائم بود و آن چهارم ماشى است و . . . و با تغييرات متعلق علم بايد علم نيز متغيّر شود و الّا اگر در تمام اين حالات مختلفه فقط علم به جلوس باشد كه اين علم مطابق واقع نخواهد بود و در نتيجه علم نيست بلكه جهل است آن هم جهل مركب است كه از جهل بسيط پائينتر است . با حفظ اين مقدّمه : فلاسفه مىگويند : خداوند به امور كليه و ثابته و مجرده عالم است مثل علم به انسان - شجر و قانون عليت و . . . كه كلّى هستند و مثل علم به فرشتگان كه حقايق مجردهاند و مثل علم به ذات خود كه ثابت است ولى به امور جزئيه و متغيره كه در مسير زمان بوده و لحظه بلحظه در حال تغيير و دگرگونى