العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
106
شرح كشف المراد ( فارسى )
مخلوقات ولى علم خدا ذات او جدا است و عين ذات نيست و خود اين گروه چند شعبه مىشوند : عدّهاى از آنها معتزله هستند كه طرفدار ثابتات ازليّه مىباشند و مىگويند علم خدا به اين ثابتات است . 4 - و عدّه ديگر همانند صوفيه طرفدار اعيان ثابته هستند . 5 - و بعضى همانند افلاطون و پيروان وى طرفدار مثل نوريه بوده و علم خدا را در ازل به همان مثل نوريه مىدانند . 6 - بعضى همانند شيخ اشراق مىگويند : علم خدا به مخلوقات علم حضورى خارجى است و جهان محضر خداوند است و نفس وجود خارجى موجودات معلوم و علم خدا به آنها است نه صور مرتسمه . 7 - بعضى همانند ثاليس ملطى مىگويند : علم خدا به بعض موجودات يعنى عقل اول علم حضورى است و به ساير موجودات علم حصولى ارتسامى است . 8 - جماعتى قائلند باينكه خداوند در ازل به مخلوقات عالم بوده و علم خدا از ذات او جدا نيست و خود اينها چند دستهاند : بعضى از اينها همانند انكسيمايس ملطى و فارابى و ابن سينا مىگويند : علم خدا زايد بر ذات او بوده ولى يك زيادهء متصل به ذات كه همواره با ذات بوده و هست و خواهد بود . 9 - بعضىهاا همانند فرفوريوس مىگويند : علم خدا عين ذات او است و قائل به اتحاد عالم و معلومند . 10 - اكثر متأخرين مىگويند : علم خدا عين ذات او است و علم اجمالى هم هست و خود اينها دو دستهاند . دستهاى مىگويند علم خدا به مخلوقات عموما علم اجمالى است نه تفصيلى كما عليه الاكثر . 11 - و دستهاى هم مىگويند علم خدا به بعض مخلوقات اجمالى و به بعض ديگر تفصيلى است .