العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

104

شرح كشف المراد ( فارسى )

علم علم ناقص است به خود علت و مستلزم علم ناقص و اجمالى به معلول است يعنى صرفا معلول را بما انه لازم للعلة مىشناسيم نه معلول را من حيث الذات . 3 - علم به ذات و ماهيت علت و نيز علم به لوازم و ملزومات آن و علم به عوارض و معروضات آن و علم به آنچه براى اين علت است در مرحلهء ذات علت و علم به آنچه براى علت است نسبت به غير خودش و خلاصه علم به علت با جميع شئون آن و اين علم ، علم تام و كامل به علت است و مستلزم علم تام به معلول مىباشد زيرا كه حقيقت معلول لازمهء حقيقت علت است و ما هم فرض كرديم كه علم داريم به علت با همهء لوازم آن پس علم به معلول هم هست . حال قانونى كه در آغاز مقدمه ذكر شد كه علم به علت مستلزم علم به معلول است اين قسم منظور است و بلكه بالاتر از استلزام عينيت در كار است . با حفظ اين مقدّمه استدلال اينست كه : مرحله اول : همه موجودات غير از ذات حق تعالى ممكن الوجودند . « صغرى » . و هر ممكن الوجودى مستند به واجب الوجود است يا ابتداء و بلا واسطه نظير صادر نخستين و يا مع الواسطه او الوسائط نظير علل و معاليلى كه در نظام سببى و مسببى عالم وجود دارند . « كبرى » پس همهء موجودات معلول خداوند هستند مستقيم يا غير مستقيم . « نتيجه » مرحلهء دوّم : خداوند عالم به ذات خويش و صفات و افعال خويش است با همهء لوازم