سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
53
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )
و شافعى - و احمد بن حنبل رسيده بدست گرفته و مخلوط بهم نموده و تمام جامعه اهل تسنن را اهل بدعت و فاسد بخوانيم . از قبيل حكم بمباح بودن گوشت سگ و وضو گرفتن با نبيذ و سجده نمودن به نجاست خشك و نكاح نمودن پدر دخترش را بزنا و مواقعه با محارم بوسيله پارچه حريرى كه بر آلت تناسلى بپوشانند و نكاح امارد در سفر و غير آنها ؟ كه اينك در مقام شرح و تفصيل تمامى آن فتاواى وارده و ردّ آنها نيستم من باب نمونه و شاهد اشاره شد . اگر احمد امين مغرض و يا بىاطلاع و مغلطه كار نبود در ص 132 و ص 134 تهمتها بشيعيان نميزد و نمىگفت كه شاهپرستى زردشتيهاى ايرانى داخل مذهب شيعه شده به همين جهة اطاعت امام را مثل اطاعت خدا واجب ميدانند . جواب اين تهمتها را از ص 974 تا 998 همين كتاب بخوانيد تا بدانيد كه وجوب اطاعت امام در طريقه حقه اماميه از شاهپرستى ايرانيان قديم ( بقول او ) گرفته نشده بلكه از كتاب خداى متعال ( قرآن مجيد ) و احاديثى كه علماء بزرگ خودشان نقل نمودهاند اخذ گرديده است - گذشته از منقولات متواترهء نزد اكابر علماء شيعه . در ص 318 انكار نصوص مينمايد و ميگويد پيغمبر تعيين خلافت ننموده و نامى از خلافت نبرده و امر را برأى امت واگذار نموده . اولا جواب اين انكار از ص 317 تا ص 322 و از ص 600 تا ص 606 و از ص 613 تا ص 624 همين كتاب داده شده است . ثانيا خوب بود آقاى احمد امين با كمك گرفتن از تمام علماء تسنّن معين مينمودند كه در كجا رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امر خلافت را برأى امت واگذار نموده و چنين دستورى داده ما كه اسناد نص خلافت و دلائل خود را در اصل كتاب ذكر نمودهايم خوب بود آقايان هم يك سند ذكر مىنمودند كه پيغمبر فرموده باشد امر خلافت را برأى امت واگذار نمودم كه خودشان جمع گردند و تعيين خليفه نمايند . فقط آقايان اهل تسنّن يك جمله دارند كه با آب و تابى آن را نقل مينمايند كه