سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
24
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )
را در نشريه خود منتشر كنند چون اين عمل بر خلاف ميل و رويه و عقيده آنها بود بعدها از آن نشريات براى داعى نفرستادند تا از جوابهاى داعى مصون بمانند و رويه خود را كه اشتباه كارى بر بىخبران باشد عملى نمايند ) . لذا لازمست آن جوانان بىخبر با كمال بىطرفى با ديدهء انصاف بدون تعصب و عناد اين كتاب را دقيقانه مطالعه نمايند تا بدانند آن قبيل اشخاص در خارج و داخل تنها قاضى رفته اباطيلى بنام حق انتشار دادند . و بفهمند كه آنها ايادى مرموزى هستند كه براى از هم پاشيدن اساس قوميت و مليت ما فعاليتهائى مينمايند بلكه بىدينانى هستند مستقيما يا غير مستقيم دستنشانده بيگانگان و مرتبط با دستگاههاى جاسوسى آنها كه بقول امروزيها افراد حسّاس ستون پنجم بيگانگاناند كه وظيفه آنها در اين مملكت توليد نفاق و اختلاف در بين جوانان شريف و ملّت نجيب ايرانى ميباشند . اين قبيل اشخاص در لباسهاى مختلف مشغول انجام وظيفهاند حتّى در لباس مقدّس روحانيّت ( كه به حمد اللّه ملت به خوبى آنها را ميشناسند ) مانند گرگى كه به جلد ميش رفته يا دزدى كه عمامه بسر گذارده براى ربودن گوهر گران بهاى ايمان مردم خودنمائى ميكنند . چنانچه در نيمقرن اخير بسيارى با اين لباس مقدّس بنام طرفدارى از اتحاد اسلام تيشه بريشه اسلام و تشيّع ميزدند و مرام نواصب و خوارج را به صورت دلسوزى دين در جامعه نشر داده گاهى انكار رجعت و معراج رسول اللّه و شفاعت و عزادارى و زيارت قبور اولياء اللّه و اهل بيت عترت و طهارت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نموده و اهانت بمقامات مقدسه روحانيت و اهل علم و دانش را حيّا و ميّتا مدار كار خود قرار دادهاند . مردوخ كردستانى و نداى اتحاد و ترهات آن مانند شيخ مردوخ ( مردود ) كردستانى ( ظاهر سنى ) و بىخبر از كتاب و سنت كه بنشر كتابهاى چندى ظاهرا بنام طرفدارى اسلام ( و در معنى بطرفدارى خوارج و نواصب و امويها ) نيشهاى خود را زده و تخم تفرقه و نفاق را بين