سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
20
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )
دكتر هيكل بالاتر بوده در كتب معتبره خود ثبت و ضبط نمودهاند . براى كشف حقيقت و پى بردن باسناد حديث غدير اين روز مهم تاريخى از كتب اكابر علماى عامه مراجعه كنيد به ص 600 تا ص 624 همين كتاب تا بدانيد چنين روزى وجود داشته و بسيار مهم هم بوده است . پس چرا ايشان ننوشتند قطعا نمىتوانم بگويم بىاطلاع از تاريخ بودهاند زيرا كسى كه بمقام استادى و وزارت فرهنگ ميرسد اين اندازه بىاطلاع از تاريخ نخواهد بود آن هم تاريخ اسلام پس حتما غرضورزى گرديده و تحت تأثير عادت قرار گرفتند و خيال نمودند بننوشتن ايشان يا امثال ايشان حق از ميان ميرود و حال آنكه ايشان خود را ضايع نمودند و الّا محال است حق از ميان برود . نيست خفّاشك عدوى آفتاب * او عدوى خويش آمد در حجاب هزار و سيصد سال متجاوز است كه امويها و خوارج و نواصب و اتباع آنها خواستند اين چراغ را خاموش كنند نتوانستند چگونه آقاى هيكل و امثال آنها چنين قدرتى دارند قطعا جز فضاحت در دنيا و آخرت نتيجهاى نصيب آنها نخواهد گرديد . بقول امام شافعى ( محمد بن ادريس ) كه گويد تعجب است از حالات على بن أبي طالب ( عليه السّلام ) كه دشمنان آن حضرت از روى بغض و كينه فضايل او را پنهان ميدارند دوستان او از راه تقيه و ترس از اعادى حقايق را اظهار نميدارند مع ذلك تمام كتابها از دوست و دشمن پر است از فضائل و مناقب آن حضرت پس معلوم مىشود حق و حقيقت هيچگاه زير پرده نمىماند مانند آفتاب كه اگر چند روزى زير پردهء ضخيم ابر بماند عاقبت ظاهر خواهد گشت . بديهى است مورخ و نويسنده هر كس و داراى هر عقيده باشد قلم كه بدست گرفت بايد بيطرفانه بنويسد و اگر خيلى بىطاقت و عصبانى و ناراضى از پيش آمد تاريخى مىباشد پاورقى بدهد و مخالفت خود را ظاهر كند ( چنانچه بعضى نمودند ) نه آنكه به كلى ترك نقل نموده و خود را مغرض معرفى كند - واقعا جاى بسى تأسف است كه جزئيات زندگانى آن حضرت حتى امور داخلى خانوادگى را كه اخلاقا نبايد بنويسد مانند شوخى