عبد الرزاق اللاهيجي

59

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى )

فصل اوّل در بيان حسن و قبح افعال بدان كه علما را خلاف است در اينكه حسن و قبح افعال عقلى است يا شرعى . جمهور اماميّه و معتزله و حكما ، بر مذهب اوّلند . و جمهور اشاعره بر مذهب ثانى . و مراد از حسن فعل ، آن است كه فاعل آن فعل ، مستحقّ مدح و تعظيم شود . و مراد از قبح فعل ، آنكه فاعل آن بسبب آن مستحقّ مذمّت و تنديم گردد . و مراد از اين مدح و تعظيم ، و همچنين از مذمّت و تنديم ، اعمّ است از اينكه از جانب خداى تعالى باشد يا از جانب عقلا . پس مراد از عقلى بودن حسن و قبح ، آن است كه عقل تواند دانست ممدوحيّت نفس الامرى و مذموميّت نفس الامرى بعضى از افعال را ، اگر چه شرع بر آن وارد نشده باشد . و يا تواند دانست جهت ورود شرع را بر تحسين فعلى يا بر تقبيح فعلى ، اگر شرع وارد شده باشد . و ندانستن عقل جهات حسن و قبح را در بعضى ديگر از افعال ، و محتاج بودن بورود شرع ، ضرر نكند بعقلى بودن حسن و قبح مطلقا . چه هرگاه بعضى از وجوه حسن و قبح بالاستقلال دانسته شد ، بعضى ديگر كه موقوف است به ورود شرع نيز ، معلوم تواند شد به آن بعض مذكور . مثلا تواند دانست كه فعل فلانى كه امر شرعى به آن وارد شده ، البته حسن است در نفس الامر ، كه اگر قبيح بودى ، يا خالى از جهات حسن و قبح هر دو بودى ، هرآينه قبيح بودى از حكيم طلب آن فعل . و همچنين فعلى كه نهى شرعى از آن وارد شده ، تواند دانست كه مذموم است در نفس الامر . و الّا نهى از آن مذموم بودى . و مراد از شرعى بودن حسن و قبح ، آن است كه عقل را نرسد نه ادراك حسن و قبح ، و نه ادراك جهات حسن و قبح ، در هيچ فعلى از افعال : نه پيش از ورود شرع و نه بعد از آن .