عبد الرزاق اللاهيجي
54
سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى )
اضافه وجود غير مستقلّ و محتاج . و ذات واجب عين وجود است و غير محتاج . و آنچه در اين مقام متعارف شده در كتب متكلّمين ، ذكر مبحث رؤيت است ، و تطويل عظيم در نفى و اثبات آن . جمهور اشاعره قايلند به جواز رؤيت بارى تعالى در روز قيامت ، مر مؤمنان را . و جمهور معتزله و علماء اماميّه متفقاند بر امتناع رؤيت مطلقا . بنابر آنكه تعلّق رؤيت مستلزم شكل و صورت و مكان و جهت و ساير صفات و لوازم جسميّت است كه در شأن بارى تعالى ممتنع است ، بدليل وجوب وجود ، چنان كه دانسته شد . و اشاعره مضطرّ شدهاند كه قائل شوند به جواز رؤيت بدون لوازم مذكوره . و اين معنى قائل شدن است به وجود ملزوم بىوجود لازم . و امتناع آن از جملهء بديهيّات است . و بعضى از ايشان به سخافت اين قول واقف شده ، گويند كه معنى مذكور ، در حقيقت رؤيت نيست ، بلكه از مقولهء مشاهدهء عقلى است . نهايتش در قدرت الهى ممتنع نيست كه حالتى كه مر عقول مؤمنان را ثابت است در روز قيامت ، كه مشاهدهء نور وجود الهى به قدر معرفتى كه هر كدام را حاصل شده ، نمايند ، آن حالت براى جارحهء بصر مؤمنان نيز ، حاصل شود . و از اين جهت كه براى بصر حاصل شود ، آن حالت را رؤيت نام كنيم . و اين غايت توجيه مذهب اشعرى است . و اين سخن مبتنى بر اصل فاسد ايشان است كه قايلند به جواز ثبوت هر چيزى براى هر چيز . مثلا جماد را بما هو جماد ، جائز دانند كه عالم متبحّر در همهء فنون علميّه باشد . و جايز دانند كه عقل كار چشم و چشم كار عقل كند . و آب كار آتش و آتش كار آب . و ارادهء الهى را جزاف محض دانند . و هيچ قابليّت و استعداد و مصالح و مفاسد را در ايجاد اشياء مدخل ندهند . و فساد اين اصل عند التأمّل افحش از آن فرع است . و چون امر اين